پاسخ به دختران و پسران از منظر فقه، حقوق و معارف
عدالت و آزادی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حسین الف
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان دربارۀ این وبلاگچیست؟






جمعه 1 مرداد 1395 :: نویسنده : حسین الف
ویراستاری ظاهری و محتوایی متون درسی و غیر درسی پذیرفته می‌شود:

هر کلمه: 70 ریال.

 تماس و پیامک:     09198865310 .



اگر مایل بودید خود و دوستانتان را در گروه تلگرام بازارچۀ نیازمندی‌ها عضو کنید:

خرید.فروش.حمل ونقل.کتاب.خودرو. مسکن.خانه.اجاره.رهن.پوشاک و لباس

لینک عضویت در گروه تلگرام بازارچۀ نیازمندی‌ها:


آدرس شبکه اجتماعی: http://facenama.com/0001133


آدرس وبلاگ: http://hosein735.mihanblog.com









نوع مطلب : ویراستاری متون درسی و غیر درسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : حسین الف

 

 مقدمه

روزی یکی از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهما السلام به نام ابن طیار در حضور امام_صادق (علیه السلام) بر روی منبر رفته بود و شروع کرد به تشریح خطبه ای از امام باقر (علیه السلام) تا اینکه به عبارتی رسید که از تبیین آن ناتوان بود و به اشتباه آن جمله را نادرست خواند.

همین امر باعث شد که امام صادق (علیه السلام) که در مجلس حضور داشت جلوی ادامه سخنرانی او را گرفت و فرمود که در امری که برایت نامعلوم است توقف کن و ساکت بمان؛ چرا که در اموری که با آن روبرو می‌شوید و حکم آن را نمی دانید، وظیفه شما این است که توقف و درنگ کنید نه اینکه بدون علم فتوا بدهید و تفسیر به رای کنید، بلکه برای دانستن حق مطلب بایستی به امامان هدایتگر و راستین (علیهم السلام) مراجعه کنید تا آن ها راه راست و درست را از نادرست به شما نشان دهند و جلوی گمراهی شما را بگیرند و حق را به شما بشناسانند؛[1] همچنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

"فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون؛

اگر نمی دانید، از اهل قرآن (که همان امامان هدایت هستند) بپرسید"[2]

 




کلیدواژه‌ها: امام صادق (علیه السلام). تکلیف. مجهول. 



-------------------------------

 پی‌نوشت‌ها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب لزوم الحجة علی العالم - باب النوادر ، حدیث ۱۰، ص ۵۰، ج ۱.

2. نحل / ۴۳، انبیاء/ 7.

 

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام صادق (علیه السلام). تکلیف. مجهول،
لینک های مرتبط :

 

روزی امییر المؤ منین علیه السلام به همراه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله با یکدیگر از مسیری عبور می کردند که به عده ای برخوردند که دور یک نفر جمع شده بودند و او را نظاره می کردند. وقتی نبى مکرم اسلام، علت را جویا شدند آن ها در پاسخ گفتند که این مرد دیوانه است و غش کرده و لذا ما بر گرد او جمع شده ایم تا حال او را ببینیم. اما پیامبر صلی الله علیه وآله به آن ها فرمود که این دیوانه نیست، بلكه بیمار است!در واقع او دچار یک مرضی شده است ولی دیوانه حقیقی از نظر خدای متعال آن کسی است که دنیایش را به آخرتش ترجیح داده؛ بدین صورت که با تكبر و غرور بی جا راه مى رود و مردم را از بالا و با گوشه چشمش نگاه مى كند و شانه هاى خود را از سر بزرگى مى جنباند و در عین حالی که آلوده به گناه است، انتظار بهشت را از خدای متعال دارد. چنین کسی که مردم از شر او در امان نیستند و امیدی به خیرش ندارند در حقیقت دیوانه است، نه آن کسی که در اثر بیماری، مبتلا و گرفتار شده است.[1]

 

 

 

کلیدواژه ها: پیامبر. دیوانه. بیمار.

 

 

...........................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از کتاب خصال شیخ صدوق(ره)، ص ۲۹۵.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. دیوانه. بیمار.،
لینک های مرتبط :


  مقدمه

روزی اصحاب و یاران پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله با یکدیگر در حضور آن حضرت اجتماع کرده بودند که در این هنگام آن حضرت نکته ای را درباره دعا به آن ها گوشزد کرد که نشان می دهد دعا دارای جایگاه ویژه ای است؛ چرا که از آن به عنوان اسلحه ای برای نجات از دشمن و گشایش در رزق و روزی یاد کردند؛ بدین گونه که اصحاب را دعوت کردند به اینکه همواره در طول شب و روز پروردگارشان را بخوانند و از او یاری بجویند و دست به دعا بردارند. همچنان که در حدیثی آمده:

"فإن سلاح المؤمن الدعا".

"به درستی که دعا، سلاح مؤمن است".[1]

 

 

کلیدواژه ها: پیامبر. اصحاب. دعا.

 

 

.................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب ان الدعا،سلاح المؤمن، حدیث ۳، ص ۴۶۸، ج ۲.

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. اصحاب. دعا.،
لینک های مرتبط :


مقدمه

در زمانه امام صادق علیه السلام، بحث و مناظره راجع به امامت مسلمین و اینکه چه کسی شایستگی رهبری جامعه اسلامی را دارد به اوج خود رسیده بود. در همین ایام بود که عبدالاعلی به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شد و از آن حضرت درخواست کرد که روشی را به او یاد بدهد که بدین وسیله به احتجاج علیه غاصبان منصب امامت بپردازد.  امام علیه السلام چند روش یا ویژگی برای امام برحق بیان کرد که با تمسک به آن میتوان امام حق را از باطل تشخیص داد:

یکی اینکه از حاکم راجع به مسائل حلال و حرام شرعی سؤال کنیم که اگر از پاسخ صحیح به آن عاجز بود، همین دلیل رد کردن او خواهد بود.

دیگر اینکه امام بر حق و رهبر شایسته بایستی دارای چند ویژگی و نشانه باشد که با دارا بودن آن‌ها می‌توان امام حق را از امام جور تشخیص داد:

1. از نظر خویشاوندی و کمالات ظاهری و باطنی بایستی از دیگران نزدیکتر به امام سابق و سزاوارتر به این منصب باشد.

۲. سلاح پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) بایستی در پیش او ‌باشد.

۳. در بین مردم مشهور باشد که امام سابق در مورد او وصیت  به امامت کرده؛ طوری که اگر از مردم شهر بپرسند که امام پیشین بر چه کسی وصیت کرده، آنها در پاسخ بگویند که مثلاً به فلان کس پسر فلان کس وصیت کرده است.[1]

 


 

کلیدواژهها: امام. حق. باطل.

 

 

-----------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب الامور التی یوجب حجة الإمام (علیه السلام)، حدیث ۲، ص ۲۸۴، ج ۱.

 

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام. حق. باطل.،
لینک های مرتبط :

نحوه ملاقات با مردم در سیره پیامبر صلی الله علیه وآله


مقدمه

روزی مردى به سمت منزل پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله رفت و درخوست ملاقات با آن حضرت را نمود، اما  پیامبر صلى الله علیه و آله پیش از آنکه به حضور آن شخص برود مدتی را اختصاص داد به مرتب کردن وضع ظاهری خود؛ به گونه ای که جلوی آینه یا ظرف بزرگى از آب داخل اتاق ایستاد و سر و صورت خود را مرتب كرد. در همین حال یکی از همسران آن حضرت، از این کار رسول خدا متعب شد و علت را جویا شد که چه دلیلی دارد که شما برای رفتن به بیرون از منزل، مقید هستید که قبلش خودتام را بیارایید؟

اما حضرت در پاسخ او فرمود که خدا این کار را دوست دارد که وقتی مسلمانى براى دیدار برادرش مى رود، خود را به بهترین چهره مرتب کند و با روی آراسته به نزد او برود.

این ها نشان از این دارد که وقتی پیامبر گرامی اسلام با آن همه عظمتش به این مسائل جزئی اهمیت می داده، پس دیگر ما که قابل قیاس با آن حضرت نیستیم بایستی در عمل و رفتار هم سعی کنیم از آن حضرت الگو بگیریم و جوری رفتار نکنیم که باعث شویم دیدگاه دیگران نسبت به آداب اخلاقی اسلام و مسلمین خدشه دار شود.[1]

 

 


کلیدواژه ها: 


 

................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۶ تا ۲۴۶.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. ملاقات. اخلاق. آراستگی.،
لینک های مرتبط :


 

مسئله شناخت خداوند متعال، یوی از اصول بنیادی است که می تواند مرز میان کفر و اسلام را مشخص کند؛ از این رو شناخت صحیح از خداوند یکی از ضروریات اصلی هر دینی است. من در این نوشته به ماجرای سوال یکی از مردم از امیرالمؤمنین علی علیه السلام پیرامون کیفیت شناخت خداوند اشاره می کنم که آن حضرت در پاسخ آن مرد فرمود که خداوند را به آنچه که خود خدا خودش را برایم معرفى كرده، شناختم؛ بدین گونه که هیچ صورتی شبیه خداوند متعال نیست و قابل درک با حواس نیست؛ یعنی با حواس مردن سنجیده نمی شود و در عین دورى نزدیك است و در عین نزدیكى دور (با آنكه از رگ گردن به بندگانش نزدیك تر است، بندگان در نهایت پستى و او در نهایت علو است) و از هر چه که تصور کنیم، برتر است و علت العلل تمام هستی و مقدم بر همه موجودات است. در عین اینکه داخل در همه چیز است، از همه چیز خارج است؛ به این معنا  که در عین حالی که علم و تدبیرش بر همه اشیاء احاطه دارد و فیضش به همه اجزاء ممکنات می رسد، در همان حال به هیچ چیز شباهت ندارد و منزه از صفات ممکنات است و او سر آغاز و پایان همه چیز است.[1]

 

 

کلیدواژه ها: خدا. امیرالمومنین. شناخت.

 

 


............................................................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب آنكه خدا را جز بi خودش نتوان شناخت، ص ۱۹۳.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : خدا. امیرالمومنین. شناخت.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف

مقدمه

برای هر کسی ممکن است که گاهی پیش بیاید که کسی از رفتار او ایراد بگیرد یا حتی عقیده و دینش مورد انتقاد قرار گیرد که در چنین مواقعی، واکنش های افراد متفاوت است و شاید برخی واکنش ها و پاسخ هایی از خود نشان بدهند که مناسب نباشد و پاسخ درخور را کسی می تواند بدهد که به عقاید و ایمان خود مسلط باشد و مجهز به سلاح علم و معرفت باشد. من در این نوشتار، به واکنش امام حسن علیه السلام در برابر یک یهودی کوته فکر می پردازم. آن حضرت در یکی از روزها با لباس های فاخر و ظاهری آراسته و جذاب بر اسب خود سوار شده بود که در میانه راه با مردی یهودى مواجه شد که لباسهای فقیرانه و جسمی نحیف داشت. آن یهودی جلوی امام علیه السلام را گرفت و به ایشان گفت که مگر جد شما پبامبر اسلام نفرموده که دنیا زندان مومن و بهشت كافر است؟ (النیا سجن المومن و جنه الكافر). پس چرا تو با اینکه مومن هستى، دنیا برایت مانند بهشت است ولی من که کافر هستم، از لذت های آن برخوردار نیستم و از شدت فقر به هلاکت افتاده ام؟

امام علیه السلام پاسخ جالب و در خور تاملی به آن مرد یهودی داد؛ بدین صورت که به او فرمود: اى پیرمرد! اگر می دانستی که خداوند متعال چه نعمتهایی  براى مومنین در بهشت مهیا نموده كه هیچ چشمى آن ها را ندیده و هیچ گوشى آن ها را نشنیده، آن وقت متوجه می شوی که من قبل از ورودم به آنجا در این دنیا در زندانى تنگ بسر مى برم و اگر به آنچه خداوند از آتش و بدبختى و عذاب آخرت براى تو و هر كافر دیگر آماده كرده است توجه کنی، خواهى دانست كه تو و امثال تو در این دنیا در بهشتى وسیع و نعمتى كامل بسر مى برى.[۱]

 

 

کلیدواژه ها: انتقاد. اعتقاد. پاسخ.

 

 

 

................................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: محجة البیضاء، ج ۴، ص ۲۱۸ و ۲۱۹.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : انتقاد. اعتقاد. پاسخ.،
لینک های مرتبط :


 

وقتی سخن از استغفار پیامبر کرامی اسلام صلى اللّه علیه و آله به میان می آید، شاید در وهله اول تعجب کنید که مگر پیامبر صلوات الله علیه معصوم نبوده که استغفار می کرده، اما من حدیثی جالب از امام صادق علیه السّلام را مورد توجه قرار می دهم که در آن روایت شده كه پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله هر روز به اندازه صد و شصت بار این ذکر را میگفت:اَلْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعالَمینَ كَثیرا عَلى كُلِّ حالٍ(۱) و در هر مجلسی که می نشست، بلند نمی شد مگر اینکه تا بیست و پنج مرتبه استغفار مى كرد (۲) و در هر روز، هفتاد بار ذکر اَسْتَغْفِرُ اللّه و هفتاد دفعه، اَتُوبُ اِلَى اللّهِ مى گفت (۳) که این ها نشان دهنده اهمیت بالای استغفار نزد اولیاء الله و حتی معصومان است که توجه بیشتر ما را می طلبد؛ ما که نه تنها معصوم نیستیم، بلکه گناهکار و آلوده به نقایص و کاستی های فراوانی هستیم.

 

 


کلیدواژه ها: پیامبر. استغفار. اهمیت.

 


 

.....................................................................

پی نوشت ها:

۱. المحجة البیضاء، فیض كاشانى، ۲/۲۷۶.

۲. الكافى، ۲/۵۰۴، باب الاستغفار، حدیث ۴.

۳. همان، حدیث ۵.

4. منتهی الآمال.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. استغفار. اهمیت.،
لینک های مرتبط :
جمعه 24 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف


 

مقدمه

واقعا خدا نصیب هیچکس نکنه که گرفتار همسایه مردم آزار بشه؛ چون واقعا آسایش و گاهی امنیت آدم صدمه میبینه. من در رابطه با این موضوع که ممکنه برای هر کسی پیش بیاد ماجرایی را بر اساس یکی از احادیث براتون نقل میکنم که امید دارم درس عبرتی بشه برای کسانی که به حق همسایه اهمیت نمیدهند:

شخصی خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و راجع به آزار و اذیت همسایهاش به آن حضرت شكایت برد و درخواست کرد که به مشکل او رسیدگی کند. رسول خدا صلى الله علیه و آله در جواب آن مرد به او فرمود: صبر كن. دوباره آمد و شكایت كرد. فرمود: صبر كن. سپس بار سوم باز آمد و شكایت كرد که اینبار رسول خدا صلى الله علیه و آله به آن مرد فرمودند:

در روز جمعه كه اثاثیۀ منزل خودت را بر سر راه مردم بگذار تا وقتی به نماز جمعه مىروند، آن را ببینند و چون از تو سؤال كردند، موضوع را به گوش آنان برسان. آن مرد، این کار را انجام داد تا اینکه آن همسایهای که او را آزار داده بود، از راه رسید و به آن مرد گفت که دیگر بس است و اثاث منزلت را به داخل برگردان و با خدا عهد میكنم كه دیگر به آزار دادنت برنمیگردم.

 

 


کلیدواژه‌ها: پیامبر. همسایه. آزار.

 


 

--------------------------------

پی نوشت‌ها:

1. برگرفته از: سفینة البحار، ماده جور، ص ۱۹۰، به نقل از حضرت امام محمد باقر علیه السلام.





نوع مطلب : فقهی.حقوقی، 
برچسب ها : پیامبر. همسایه. آزار.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف

 

 

بد اخلاقی با همسر

 

حتما در گوشه و کنار شنیدهاید همسرانی پیدا میشوند که اخلاق درستی با یکدیگر ندارند و با الفاظ زشت همدیگه را خطاب قرار میدهند. اما در این نوشته میخواهم توجه شما را به حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) جلب کنم که راجع بد اخلاقی مردی نسبت همسرش است که او را مورد ضرب و شتم قرار داده است:

«فای رجل لطم امراته لطمة، امرالله عزوجل مالك خازن النیران فیلطمه علی حر وجهه سبعین لطمة فی نار جهنم؛

هر كس به صورت زنش سیلی بزند، خداوند به آتشبان جهنم دستور می‌دهد تا در آتش جهنم هفتاد سیلی بر صورت او بزند».[1]

با دقت در این حدیث متوجه میشویم که بایستی در روابط با همسران مراقب باشیم که احیاناً ظلمی در حق آنان روا نداریم؛ چرا که عذاب بالاتری را در جهنم در پی خواهد داشت.

 

 

 

کلیدواژهها: پیامبر. اخلاق. همسر.

 

 

------------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

1. مستدرك الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۰

 





نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر. اخلاق. همسر.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف


 

 

شبهه

همه میدانند که به ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ (علیه السلام)، نسبت ﺛﺎﺭﺍﻟﻠّﻪ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺛﺎﺭﻩ (ﺧﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﻥ ﺧﺪﺍ)  می دهند ﻭ ﻳﺎ ﺩﺭ بعضی جاها دیده شده که ﺑﻪ مولا ﻋﻠﻰ (علیه السلام)، ﻳﺪﺍﻟﻠّﻪ (دست خدا) گفته شده و همین امر باعث شده که برخی وهابیهای کوردل این تعابیر را دستآویز قرار دهند و به شیعیان حمله کنند که مگر خدا جسم است که خون داشته باشد و آنها را متهم کنند به اینکه خدا را داری جسم میدانند و یا علی (علیه السلام) را نعوذ بالله خدا میدانند.



پاسخ

جواب این شبهه به این صورت است که اوّلاً ترجمۀ واژۀ «ﺛﺎﺭ» به معنای «ﺧﻮﻥ» اشتباه است؛ چرا که «ﺛﺎﺭ» ﺑﻪ ﻣﻌﻨای ﺧﻮﻧﺒﻬﺎ اﺳﺖ و با این حساب، ﺛﺎﺭﺍﻟﻠّﻪ به این معنا است: «ﺍﻯ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺧﻮﻧﺒﻬﺎﻯ ﺗﻮ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺧﻮﻧﺒﻬﺎﻯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻰگیرد»؛ به عبارت دیگر امام حسین (علیه السلام) ﻣﺘﻌﻠّﻖ ﺑﻪ یک قوم و عشیرۀ خاصی نیست، بلکه او ﺗﻮ ﺑﻪ همۀ جهانیان و ﺑﺸﺮﻳﺖ و ذﺍﺕ ﭘﺎک الهی تعلّق دارد؛ همچنان که ﺗﻮ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻋﻠﻰ ﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﻃﺎﻟﺐ (علیه السلام) ﻫﺴﺘﻰ ﻛﻪ ﺷﻬﻴﺪ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﻭﺧﻮﻧﺒﻬﺎﻯ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻴﺮﺩ.

ﺛﺎﻧﻴﺎ قطعا این گونه تعابیر دربارۀ مردان خدا یک نوع ﺗﺸﺒﻴﻪ ﻛﻨﺎیی ﻭ ﻣﺠﺎﺯگویی ﺍﺳﺖ که بر علوّ مقام این بزرگواران دلالت میکند.

 

 


کلیدواژهها: امام حسین (علیه السلام)، شیعه جسمانیت.






نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : عدم اعتقاد شیعه به جسمانیت خدا،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف


 

 

مقدمه

در یکی از روزها، رسول گرامی اسلام پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) با جمعی از اصحاب به مسافرت رفته بودند که در میان راه، حضرت دستور ذبح گوسفندى را برای تهیه غذا صادر نمود که در این بین یکی از اصحاب گفتش که من ذبح گوسفند را بر عهده می گیرم، فرد دیگرى گفت که پوست گوسفند را من جدا میکنم و شخص سومى گفت که من نیز آن را میپزم. ناگهان در این هنگام پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) فرمود که من هم هیزم جمع میکنم تا آتش روشن کنیم با آن گوشت گوسفند را بپزیم.

اصحاب به این اقدام رسول خدا این چنین واکنش نشان دادند که پدر و مادرمان فداى شما شود، چرا خود را به زحمت میاندازید و اجازه بدهید تا ما خودمان هیزم را جمع آورى کنیم. اما حضرت در جواب آنان فرمود که من از اینکه شما این كار را براى من انجام مىدهید آگاهم، ولی خداى عز و جل نمىپسندد كه بندهاش خود را از اصحابش ممتاز كند و خود را از آنان برتر بداند.

اینها حقایقی از تاریخ اسلام است که باید با طلا نوشت و بر سر در انسانیت آویزان کرد تا بیش از پیش حقوق بشر اسلام ناب محمدی بر همگان روشن شود.[1]

 

 

 

کلیدواژهها: پیامبر. اصحاب. برتریجویی.

 

 

 

----------------------------------

پینوشتها:

1. بر

رفته از محجة البیضاء، ج ۴، ص ۶۱.






نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر. اصحاب. برتری‌جویی.،
لینک های مرتبط :

 


 مقدمه

برای دانستن عمق علاقۀ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نسبت به امام حسین (علیه السلام)، خوب می دانم که دوران كودكى امام حسین (علیه السلام) را یادآوری کنم که یک روزى پیامبر (صلی الله علیه وآله) او را در آغوش مبارکش گرفته بود و با او بازى و خنده میکرد و در همین حال یکی از همسران ایشان (عایشه) که شاهد این وضعیت بود به آن حضرت گفت: «اى رسول خدا! چرا اینقدر این كودک را دوست دارى و با دیدن او شادمان مى شوى؟

پیامبر (صلی الله علیه وآله) در پاسخ او فرمود: «چرا او را دوست نداشته باشم و با دیدن او شاد نگردم، در حالی که او میوۀ قلب و نور چشم من است، ولى امتم او را خواهند كشت. كسى كه بعد از وفاتش به زیارت مرقدش برود، خداوند ثواب یک حج از حجهایی که  من بجا آوردهام را براى زائر او خواهد نوشت.

 در این هنگام عایشه گفت که آیا ثواب یک حج از حجهای شما را به زائر او میدهند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) اینبار فرمود که بلكه ثواب دو حج من را به او میدهند که عایشه اینبار با تعجب بیشتری سؤال کرد که آیا زیارتش معادل ثواب دو حج تو است که دوباره پیامبر (صلی الله علیه وآله) با تأکید بیشتر فرمود: بلكه ثواب سه حج من، این موضوع همچنان تكرار شد، تا اینكه پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «بلكه خداوند ثواب نود حج از حج رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با ثواب عمره هاى آنها را به زیارت كنندۀ او خواهد داد.[1]

 

 

 

کلیدواژهها: پیامبر. امام حسین. علاقه. زیارت.

 

 

 

-----------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از کتاب كامل الزیارات، ص ۶۸.

 

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. امام حسین. علاقه. زیارت.،
لینک های مرتبط :

مقدمه
یکی از معتبر ترین منابع اهل تسنن، کتاب صحیح بخاری است
با دقت در منابع اه سنت متوجه می شویم که رها کردن اهل بیت علیهم السلام و تمسک به اشخاص غیر معصوم، چقدر ما را از حقایق ناب دین دور می کند. در این نوشته به دیدگاه نویسندۀ کتاب صحیح بخاری در زمینۀ ویژگی‌های خداوند اکتفا می کنم:
در این کتاب آمده که خداوند در آسمان جای دارد و شب‌هنگام از آسمان به پایین می‌آید. و یا اینکه خداوند نعوذ بالله دارای انگشت است و با برداشت‌هایی از ظاهر آیات قرآن، قائل به رؤیت خدا در روز قیامت شده است؛ به گونه‌ای که حتی نویسندۀ این کتاب اعتقاد به این پیدا کرده که خدا می‌تواند بخندد! و حتی با کمال جسارت خدا را دارای لباس، پوشاک، چشم و خانه و مسکن دانسته است که با کمی دقت متوجه می شویم که خدایی که این گونه نویسندگان اهل سنت برای مردم ساخته‌اند، بیشتر شبیه انسان ات تا خدای متعال.





کلیدواژه‌ها: خدا. اهل سنت. صحیح بخاری.






-----------------------------------------
پی‌نوشت‌‌ها:
1. برگرفته از: صحیح البخاری:  الجمعة - الدعاء فی الصلاة .. - رقم الحدیث : ( 1077 )؛
تفسیر القرآن - قوله: وما قدروا الله حق قدره - رقم الحدیث : ( 4437 )؛
التوحید - قولالله تعالى: وجوه یومئذ ناضرة إلىربها ناظرة -رقم الحدیث : ( 6882 )؛
الأذان - فضل السجود-رقم الحدیث : ( 764 )
تفسیر القرآن - وتقطعوا أرحامكم - رقم الحدیث : ( 4455 )
الجهاد والسیر - كیف یعرض الإسلام...- رقم الحدیث : ( 2829 )
التوحید - قول الله تعالى : وجوه یومئذ ناضرة إلی ربها ناظرة -رقم الحدیث : ( 6886






نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شبهه
شبهه ای مطرح شده مبنی بر اینکه طبق آموزه های دینی، دیدن خداوند امکان پذیر نیست؛ چرا که دیدن خدا با عدم جسمانیت خدا منافات دارد. پس چطور می شود که حضرت ﻣﻮسی علیه السلام ﺍﺯ ﺧﺪﺍوند درﺧﻮﺍﺳﺖ کرد ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺅﻳﺖ ﻛﻨﺪ؟ 




ﭘﺎﺳﺦ
یک پاسخ ﺭﻭﺷن که می‌توان به این شبهه داد این است که با کمی دقت در آیات قرآن متوجه می‌شویم که حضرت ﻣﻮسی (علیه السلام) ﺍﻳﻦ درخواست ﺭﺍ ﺍﺯ طرف ﻗﻮﻡ خود مطرح ﻛﺮد؛ بدین گونه که عده‌ای ﺍﺯ افراد غافل یا ﺟﺎﻫل قوم ﺑﻨی ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ، ﺍﻳﻤﺎﻥ آوردن خود را مشروط به دیدن ﺧﺪﺍ کرده بودند که در نتیجه حضرت موسی علیه السلام ﺗﻘﺎﺿﺎی آنان ﺭﺍ در پیشگاه خدا ﻣﻄﺮﺡ ﻛرد ﺗﺎ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﭘﺎﺳﺦ ﻛﺎفی و درخوری را در این مورد ﺑﺸﻨﻮﻧﺪ؛ همچنان که ﺩﺭ قرآن آمده است که خداوند خطاب به حضرت موسی علیه السلام می‌فرماید:
«وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِیقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْكَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَیْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ؛
و هنگامى که موسى به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم. گفت: «هرگز مرا نخواهى دید.(لن که در قران امده برای نفی ابد است یعنی هیچ وقت نه در ونیا ونه در آخرت مرا نخواهی دید) ولى به کوه بنگر، اگر (تاب بیاورد که) در جاى خود ثابت بماند، مرا خواهى دید.» امّا هنگامى که پروردگارش بر کوه تجلى نمود، آن را همسان خاک قرار داد. و موسى مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا. منزّهى تو (از این که با چشم تو را ببینم)! من به سوى تو بازگشتم. و من نخستین مؤمنانم.»[1]
پاسخ دیگر این است که انسان با عقل خود، نشانه‌های وجود خداوند متعال را در می‌یابد که حد و مرزی ندارد، جسم نیست و محدودیت‌‌بردار نیست، پس همه جا را پر کرده و بر همه چیز احاطۀ وجودی دارد، اما چون او بی‌نهایت است و ما محدود، هرگز نمی‌توانیم ذات او را درک کنیم.




کلیدواژه‌ها: خدا. انسان. حضرت عیسی. رؤیت.




----------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. اعراف/ 14.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : خدا. انسان. حضرت عیسی. رؤیت.،
لینک های مرتبط :


مقدمه
شاید برخی ندانند که راجع به حضرت مهدی (علیه السلام) احادیث زیادی در کتب اهل سنت آمده و خیلی‌ها از این ادعا متعجب بشوند، اما حقیقت این است که فقط چیزی حدود چهارصد روایت از شخص پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دربارۀ حضرت مهدی (علیه السلام) وارد شده و مجموع احادیث مهدوی نقل شده به رقمی حدود شش هزار حدیث می رسد که تعداد قابل توجهی می باشد؛ به گونه‌ای که در سایر قضایای بدیهی اسلام، کمتر نظیر آن یافت می‌شود. از جملۀ این احادیث می‌توان به روایت محمد بن ابراهیم حمّوئی شافعی از عبدالله بن عباس اشاره کرد که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) راجع به حضرت مهدی (علیه السلام) سوال کرد و آن حضرت نیز در پاسخ به او، اهل بیت را از اول تا آخر معرفی می کند و جای بسی شگفت دارد که چطور علمای اهل سنت از این احادیث غفلت ورزیده اند:
«قال رسول الله علی الله علیه و آله: ان خلفائی و اوصیائی وحجج الله علی الخلق بعدی اثنی عشر، اَوَّلُهُمْ اخی و آخرهم وَلَدی، قیل یا رسول الله و من اخوك؟ قال: علیُّ بن ابی طالب، قیل: و من وَلَدُك؟ قال: المهدی الذی یملأ الارض قسطاً و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً»؛
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: خلفا و اوصیای من و حجت‌های خدا بر خلق پس از من دوازده نفر هستند: اولین آنان برادرم و آخرین آنان پسر من است. گفته شد: ای رسول خدا برادر شما كیست؟ فرمود: علی بن ابی طالب. سؤال شد: فرزند شما كیست؟ فرمود: مهدی او همان كسی است كه زمین را پر از عدل و داد می‌كند، همان گونه كه سرشار از ظلم و جور شده باشد.[1]
ابن حجر نویسندۀ کتاب  فتح الباری از دیگر بزرگان اهل تسنن است که راجع به قیام حضرت مهدی (عحج الله تعالی فرجه الشریف) احادیثی را متواتراً نقل کرده که بر اساس آن حضرت عیسی (علیه السلام) نیز بعد ظهور آن حضرت، پشت سر ایشان نماز خواهد خواند.[2] همچنین حافظ ابن حجر عسقلانی می‌گوید:
تواترت الاخبار بان المهدی من هذه الامة؛ اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینكه مهدی علیه السلام از این امت (اسلام) است. [3]
برای مطالعۀ بیشتر دربارۀ احادیث مهدوی که در کتب اهل تسنن آمده ولی متأسفانه از این احادیث غفلت نموده‌اند و یا مورد بی‌توجهی قرار داده اند، می‌توان به کتاب صواعق المحرقه مراجعه کنید که در آن احادیثی كه به طور متواتر به ظهور مهدی (علیه السلام) اشاره شده بسیار زیاد است.





کلیدواژه ها: پیامبر اکرم. امام زمان. اهل سنت.



---------------------------------------
پی نوشت ها:
1. برگرفته از: فرائد السمطین، ج ۲، ص۳۱۲، ح ۵۶۲. بحوث حول المهدی، ص۶۲ و ۶۳.
2. ابن حجر،  فتح الباری، ج 6، ص 358.
3. ابراز الوهم المكنون، ص ۴.






نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر اکرم. امام زمان. اهل سنت.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف


مقدمه
بعضی از اهل تسنن، قائل به این هستند که خدا را می‌توانیم در این دنیا با چشم سر ببینیم و بسیاری از آن‌ها نیز بر این عقیده‌اند که اگر هم نتوانیم خداوند را در این جهان مشاهده کنیم، لااقل در عالم آخرت دیده می‌شود و جای تعجب دارد که حتی برخی از محققان و روشنفكران آن‌ها نیز نسبت به این عقیدۀ باطل تمایل نشان داده‌‌اند و گاهی مواضع سرسختانه نیز در این باره اتخاذ کرده‌اند. تا آنجا که نویسندۀ تفسیر المنار گفته که: «هذا مذهب اهل السنة و العلم بالحدیث؛ این عقیده اهل سنت و دانشمندان حدیث است» [1] 


کلیدواژه‌ها: خدا. اهل تسنن. رؤیت.



---------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. تفسیر المنار، ج 7، ص 653.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : خدا. اهل تسننف رؤیت.،
لینک های مرتبط :


مقدمه
ما در منابع حدیثی، با احادیثی مواجه می‌شویم که با مطالعۀ محتوای آن ها به این نتیجه می‌رسیم که بحث شناخت اهل بیت (علیهم السلام) مسئلۀ مهمی است که گاهی کوتاهی در این زمینه می‌تواند منجر به گمراهی و حتی پرستش غیر خدا بشود؛ همچنان که در حدیثی آمده که تنها کسی می‌تواند خدا را به درستی بشناشد و عبادت کند که اهل بیت (علیهم السلام) را قبول داشته باشد:
«عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّمَا یَعْرِفُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَعْبُدُهُ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَ عَرَفَ إِمَامَهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مَنْ لَا یَعْرِفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا یَعْرِفِ الْإِمَامَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّمَا یَعْرِفُ وَ یَعْبُدُ غَیْرَ اللَّهِ هَكَذَا وَ اللَّهِ ضَلَالا.
جابر از امام باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود:
همانا تنها كسى خداوند عز و جل را مى‏شناسد و عبادت مى‏كند كه خداوند و امامى را كه از ما خاندان است بشناسد. و كسانى كه خداوند و امامى را كه از ما اهل بیت است نمى‏شناسند، جز این نیست كه -سوگند به خداوند- گمراهانه غیر خدا را شناخته و عبادت مى‏كنند.



کلیدواژه‌ها: خدا، شناخت، اهل بیت.



---------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. برگرفته ازالكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏1 ، ص 181 .





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : خدا، شناخت، اهل بیت.،
لینک های مرتبط :

مقدمه
امیرالمومنین (علیه السلام) همواره در دوران قبل از به خلافت رسیدن و نیز در ایّام پس از خلافتش با احتجاج به مظلومیّت خود، شكایت از وضعیت نابسامان آن روز را فریاد می‌زد و خود را محور و اساس دین معرفی می‌کرد؛ تا آنجا که می‌فرمود:
آگاه باشید که به خدا سوگند كه فلان (ابن ابی قُحافه) خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نیك مى دانست كه پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب . سیل‌ها از من فرو مى‌ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قلّّۀ رفیع من نیست. پس میان خود و خلافت پرده اى آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم.
امیرالمومنین (علیه السلام) در آن اوضاع غبارآلود، مانند کسی بود که از طرفی بخواهد با دست شكسته به سوی دشمن بتازد و از سوی دیگر بر آن فضاى ظلمانى و تاریک صبر کند، آن چنان که افراد بزرگسال را سالخورده می‌کند و کودکان را پیر می‌کند و مؤمنان همواره تا رسیدن به لقای پروردگار باید در رنج و سختی باشند. لذا آن حضرت شكیبایى در آن شرایط را به عنوان کاری خردمندانه و عاقلانه‌تر برگزید، در حالى كه مانند كسى بود كه بیست و پنج سال خار به چشم و استخوان در گلو تحمل می‌کرد؛ چرا که میراث امامان را به غارت برده بودند.[1]



کلیدواژه‌ها: امیرالمومنین (علیه السلام)، خلافت، مظلومیت.


-------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. برگرفته از نهج البلاغه، خطبۀ 3.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امیرالمومنین (علیه السلام)، خلافت، مظلومیت،
لینک های مرتبط :


مقدمه
مکرراً از زبان مولا علی ( علیه السلام) در منابع معتبر آمده که ایشان به هیچ وجه به مسألۀ سقیفه و خلافت خلفای سه‌گانه رضایت نداشته و همواره مردم را نسبت به انحراف از مسیر حق هشدار می‌داده که به عنوان نمونه می‌توان به نامۀ آن حضرت خود به مردم مصر و به همراه «مالك اشتر» اشاره کرد که به صراحت عنوان نموده که خلافت توسط عدّه‌ای غصب شده است و مردم عرب آن زمان ناباورانه بعد از رحلت پیامبر، بر سر مسألۀ خلافت با یکدیگر به نزاع پرداختند؛ همچنان که آمده است:
«امّا بعد، خداوند سبحان، محمد را مبعوث ساخته كه بیم‌دهندۀ جهانیان و شاهد و پاسدار پیامبران باشد. پس آن هنگام كه وی از جهان رخت بر بست، مسلمانان به نزاع پرداختند. به خدا سوگند! هرگز در قلبم خطور نمی‌كرد كه عرب این امر(خلافت) را پس از او صلّی الله علیه و آله و سلّم از اهلبیتش برگیرند و آن را از من باز دارند (ولی چنین كردند! ) مشاهده كردم مردم برای بیعت با فلان هجوم بردند! من دست كشیدم و دخالت نكردم تا آنكه دیدم گروهی از اسلام دست برداشته و مردم را به سوی نابود ساختن دین محمد (صلّی الله علیه و آله) دعوت می‌كنند! از این ترسیدم كه اگر اسلام و اهل آن را یاری نكنم- با اینكه در آن شكاف و یا نابودی مشاهده می‌كنم- مصیبت آن بزرگتر را از دست رفتن حكومت بر شما می‌باشد، چرا كه حكومت و ولایت متاعی است ناچیز و چند روز بیش دوام ندارد، همچون سراب و یا همچون ابر به زودی از بین می‌رود، لذا بود كه در آن حوادث به كمكشان قیام نمودم تا باطل از بین رفت و دین آرامش یافت».[1]




کلیدواژه‌ها: نهج البلاغه، خلافت، غصب.




----------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. برای مطالعۀ بیشتر رجوع كنید به: نهج البلاغة، نامۀ ۶۲.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : نهج البلاغه، خلافت، غصب.،
لینک های مرتبط :


شاید نکته مهمی که به آن پرداخته نشده و حتی در میان ادیان دیگر و به ویژه دین مسیحیت از آن غفلت شده و حتی در شبکه‌های مختلف آن‌ها تبلیغات منفی بر خلاف واقعیت‌های دین اسلام می‌شود و متأسفانه حقانیت این دین مقدس و شریف را زیر سؤال می‌برند در حالی که حضرت مسیح (علیه السلام) از پیش به بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) بشارت داده و دستور به پیروی مردم از آن حضرت داده است؛ همچنان که ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺠﻴﺪ آمده که ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﻴﺢ (علیه السلام) ﺑﻪ ﺁﻣﺪﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ به ﻧﺎﻡ «ﺍﺣﻤﺪ» گواهی ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ:
«وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ  فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ»
و (به یاد آورید) هنگامى را که عیسى بن مریم گفت: «اى بنى اسرائیل! من فرستادۀ خدا به سوى شما هستم، در حالى که تصدیق‌کنندۀ توراتى مى باشم که قبل از من فرستاده شده، و بشارت دهنده به پیامبرى که بعد از من مى‌آید و نام او احمد است.» هنگامى که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحرى آشکار است».[1]




کلیدواژه‌ها: پیامبر اسلام، قرآن، حضرت مسیح، بشارت.




--------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
با استناد به سورۀ صف، آیۀ 6.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر اسلام، قرآن، حضرت مسیح، بشارت.،
لینک های مرتبط :

مقدمه
متأسفانه از سوی برخی فرقه‌ها، به شخصیت علی (علیه السلام) به عنوان ولی امر مسلمین جفا شده است که من برای دفاع از حقانیت آن حضرت، در منابع معتبر شیعه و سنی مطالعه نمودم و روایتی را یافتم که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله)، اطاعت از خودش را را همان اطاعت خدا معرّفی کرده است و در ادامه به حقانیت علی (علیه السلام) اشاره کرده؛ بدین گونه که اطاعت از آن حضرت را هم معادل با اطاعت از رسول خدا دانسته است:
«كسی كه مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده، و كسی كه عصیان من كند خدا را عصیان و نافرمانی نموده است، و كسی كه «علی» را اطاعت كند مرا اطاعت نموده و كسی كه نافرمانی او كند نافرمانی من نموده است».[1]
هر انسان عاقل و منصفی با دیدن این روایات در این فکر فرو می‌رود که مولای متقیان دارای جایگاه ویژه‌ای در نزد پروردگار و رسول خدا است؛ تا جایی که اطاعت از ایشان برابر با اطاعت خدا قلمداد شده که بیان‌گر این است که همان طور که مسلمین وظیفه دارند از رسول خدا پیروی کنند، بعد ایشان مکلف هستند که به عالی‌ترین مقام معنوی تمسک جویند و همان گونه که پیامبر، ولیّ آن‌ها بوده، امام علی (علیه السلام) را نیز ولی و سرپرست خود بدانند و در احکام و عقاید از آن حضرت پیروی کنند.



کلیدواژه‌ها: خدا، پیامبر، ولیّ، اطاعت.



--------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. رجوع كنید به المستدرك (حاكم) ج۳ ص۱۲۱ و ۱۲۸، ترجمة الامام علی بن ابی طالب از تاریخ دمشق (ابن عساكر شافعی) ج۲ ص۲۶۸ ح۷۸۸، الریاض النضرة (محب الدین طبری) ج۲ ص۲۲۰، ینابیع المودة (قندوزی حنفی) ص ۲۰۵ و ۲۵۷ ط اسلامبول و ذخائر العقبی (طبری) ص۶۶.  
 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : خدا، پیامبر، ولیّ، اطاعت.،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف


به شاهد تاریخ و منابع شیعه و سنی، پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در روزهای آخر عمر شریفشان رو به مردم کرد و راجع به عترت پاکشان سفارشاتی داشتند که گویای این است که بعد وجود مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله)، اهل بیت ایشان از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند که بدون تمسک به آنان راه نجاتی نخواهیم داشت؛ به گونه‌ای که حجت را بر مردم تمام کرد و هیچ عذری برایشان باقی نگذاشت:
«ای مردم! من به زودی قبض روح می‌شوم و از این جهان می‌روم و من سخنی كه عُذر شما را قطع كند به شما گفتم: آگاه باشید! من كتاب خدا و عترتم اهل بیتم را در میان شما می‌گذارم». سپس دست حضرت علی (علیه السلام) را گرفته بلند كرد و فرمود:  
«هذا علیٌ مَعَ القرآنِ وَالقُرآنُ مَعَ عَلِیٍّ لا یَفتَرِقانِ حَتّی یَردا عَلَیَّ الحَوضَ» (این علی با قرآن است و قرآن با علی است، از هم جدا نخواهند شد تا آنگاه كه در كنار حوض به من ملحق گردند).[1]
 


کلیدواژه‌ها: پیامبر. اهل بیت. 



........................................
پی نوشت‌ها:
۱. برای مطالعۀ بیشتر مراجعه کنید به: کتاب الصواعق المحرقة از ابن حجر آخر فصل ۲ از باب ۹ ص ۷۵ ط المیمنیّة و ینابیع المودة (قندوزی حنفی) ص ۲۸۵ ط اسلامبول.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. اهل بیت.،
لینک های مرتبط :



مقدمه
در تاریخ آمده که حضرت فاطمه (علیها السلام) نسبت به خلیفه اول تظر مثبتی نداشته و به علت ظلم هایی که بر امیرالمومنین و خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله) روا داشته بود و قضیه فدک از او ناراضی بود و شاهدش این است که سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به او یادآور شد که رضا و خشنودی فاطمه برابر با رضاى من است و خشم و ناراحتی اش مساوی با خشم من است که این نشان دهنده این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از خلیفه اول خشمگین و ناراضی است؛[1] چرا که خود خلیفه اول و دوم بعد از این استناد حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، اعتراف کردند که این حدیث را از شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیده اند. آنگاه فاطمه (علیها السلام) ادامه داد «خدا و ملائكه را به گواهى مى گیرم كه شما دو نفر رضاى خاطر مرا فراهم ننموده و مرا به خشم آوردید و.... » که بعد از این سخنان، ابتدا خلیفه اول تحت تاثیر قرار گرفت و گریست و گفت از خشم تو و خشم آن حضرت به خدا پناه مى برم ولی باز هم در نهایت با فشارهای خلیفه دوم و جاه طلبی خودس، درخواست های آن حضرت را اجابت نکرد و حضرت فاطمه (علیها السلام) هم سوگند یاد کرد كه او را در هر نماز نفرین کند.[2]




کلیدواژه ها: حضرت فاطمه، خلیفۀ اول، خلیفۀ دوم، ظلم.



--------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
۱. الامامة والسیاسة، ج ۱، تحقیق الزینى، ص۲۰ 
۲. افحام الاعدا والخصوم، ص۸۷ ; الامامة والسیاسة، ج ۱، صص۲۰ و ۳۱ ; حقوق آل البیت (علیهم السلام) ص۱۸۴ «و اللّه لأدعونّ اللّه لك فی كلّ صلاة أصلّیها.. ثمّ خرج باكیاً».





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : حضرت فاطمه، خلیفۀ اول، خلیفۀ دوم، ظلم.،
لینک های مرتبط :


پرسش 
یکی از دوستان می‌خواسته اذان و اقامه را بگوید و بعد از آن مشغول نماز بشود که فراموش می‌کند و نماز را شروع می‌کند که این سؤال را برایش به وجود می‌آورد آیا می‌تواند نمازش را رها کند و به اصطلاح بشکند تا نمازش را نماز دوباره با اذان و اقامه بخواند؟



پاسخ
از دیدگاه آیت الله خامنه‌ای (دام ظله) در صورتی که قبل از خم شدن به اندازۀ رکوع، به یاد آورد که اذان یا اقامه را فراموش کرده، اگر وقت نماز وسعت داشته باشد، شکستن نماز برای گفتن آن‌ها مستحب است. از نظر آیت الله مکارم شیرازی در صورتی که پیش از رفتن به رکوع متوجّه شود که اذان و اقامه را فراموش کرده، در صورت وسعت داشتن وقت، بهتر است که نمازش را بشکند و اذان و اقامه را بگوید و مجدّداً شروع به نماز کند. آیت الله سیستانی هم بر این عقیده است که اگر پیش از قرائت یا قبل از این كه به اندازۀ ركوع خم شود، یادش بیاید كه اذان و اقامه یا تنها اقامه را فراموش كرده، در صورتی که وقت نماز تنک نباشد و وسعت داشته باشد، مستحب است برای گفتن آن‌ها نماز را بشكند، بلكه اگر پیش از تمام شدن نماز یادش بیاید كه آنها را فراموش كرده، شکستن نماز برای گفتن آن‌ها مستحب است. البتّه این حکم بنابر احتیاط واجب، در نماز جماعت و نیز جایی که آن‌ها را عمداً ترک کرده و همین‌طور جایی که فراموش کرده ولی بین نماز یادش آمده و آن را نخوانده و پس از گذشتن مدّت قابل توجهّی تصمیم به خواندن آن می‌گیرد، جاری نمی‌باشد.[1]



کلیدواژه‌ها: نماز، اذان، اقامه.




--------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. برای مطالعۀ بیشتر به توضیح المسائل مراجع مسألۀ 1164 مراجعه کنید.





نوع مطلب : فقهی.حقوقی، 
برچسب ها : نماز، اذان، اقامه.،
لینک های مرتبط :
شنبه 4 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف



پرسش
این که گفته می شود باید از مجتهد اعلم تقلید کنیم،خب باید از چه طریقی بفهمیم که کدام یک از مجتهدین موجود در زمان ما از بقیه اعلم است؟



پاسخ
معمولا نظر مراجع تقلید این است که مجتهد اعلم را از سه روش می توانیم تشخیص بدهیم؛ به این صورت که یا خود شخص بتواند از طریقی علم حاصل کند که فلان مجتهد اعلم است؛ بدسن صورت که مثلا خودش جزء اهل علم باشد و بتواند مجتهد اعلم را شناسایی کند. دوم این که دو نفر عالم عادل که خودشان اهل علم باشند و قادر باشند که تشخیص بدهند کدام یک از مجتهدین اعلم بوده و اعلم بودن او را تصدیق نمایند که البته این روش مشروط بر این است که دو عالم عادل دیگر نظر معارضی در این زمینه نداشته نباشد.[1]
در نهایت هم اگر بتوان از گفته عده ای از اهل علم که توانایی تشخیص اعلم را دارند، یقین یا اطمینان پیدا کرد. البته آیت الله بهجت در این زمینه قائل است که از هر راهی که انسان اطمینان به اعلمیت پیدا کند، کافی است و خلاصه به سه راه بالا نمی شود. [2]




کلیدواژه ها: مجتهد، تقلید، اعلم، تشخیص.




-------------------------
پی نوشت ها:
1. برگرفته از: العروه الوثقی مع تعلیقات، ج 1، م 17؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س 24 و 25.
2. برگرفته از توضیح المسائل ده مرجع، مسئله 3؛ اجوبه الاستفتائات خامنه ای، سوال 25.




نوع مطلب : فقهی.حقوقی، 
برچسب ها : مجتهد، تقلید، اعلم، تشخیص.،
لینک های مرتبط :
جمعه 3 دی 1395 :: نویسنده : حسین الف



پرسش
برخی اوقات پیش می‌آید که در مراسم عزاداری یا عروسی‌ها، به علت حضور جمعیت زیادی از مردم، وسایلی از قبیل ظرف و ظروف و مانند این‌ها کم میاد و ناچار می‌شویم که از در و همسایه و یا حتی از مساجد به امانت ببریم که این سؤال را در ذهن مردم ایجاد می‌کند که آیا جایز است که این وسایل مسجد و یا وسایلی مانند بلندگو، قرآن و مانند این‌ها که وقف مسجد شده‌اند را برای بهره‌برداری شخصی یا مراسم روزه‌خوانی و عروسی را از مسجد خارج کرد؟



پاسخ
از نظر شرعی در صورتی که این وسایل برای استفادۀ مسجد وقف شده باشند، خارج کردن آن‌ها از مسجد جایز نیست و باید در همان جهتی که برای آن وقف شده و با صلاحدید متولّی شرعی وقف استفاده شود. البته جا به جا کردن فرش مسجدی که قدیم‌تر ساخته شده به مسجدی که در کنار ان ساخته شده و متصل به مسجد قدیم است، مانعی ندارد.[1]




کلیدواژه ها: مسجد، وسائل، شرع.




-----------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. توضیح المسائل ده مرجع، برگرفته از مسئلۀ 2676.






نوع مطلب : فقهی.حقوقی، 
برچسب ها : مسجد، وسائل، شرع.،
لینک های مرتبط :



شخصی خدمت امام حسن مجتبی (علیه السلام) رسید و گفت که برای دخترش خواستگار آمده و چه کند آیا دخترش را به ان مرد بدهد یا ندهد و در این باره با ایشان به مشورت كردن پرداخت. آن حضرت در پاسخ به او فرمود که دربارۀ به اخلاق و ایمانش تحقیق کن و ببین اگر آدم باتقوایی است، دخترت را به همسری او در بیار؛ چرا که این ایمان و ترس او از پروردگار باعث می‌شود که اگر واقعاً دختر تو را دوست نداشته باشد، به او ظلم نکند و گرامیش بدارد و اگر در اثر دلایلی دیگر دوستش نداشته باشد، ظلم و ستمی را در حق او روا ندارد.[1]


کلیدواژه‌ها: امام حسن، ازدواج، تقوا


1. برگرفته از: مكارم الأخلاق: ۱ / ۴۴۶ / ۱۵۳۴، منتخب میزان الحكمة: ۲۵۴.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام حسن، ازدواج، تقوا،
لینک های مرتبط :


مقدمه
متاسفانه زمان کوتاهی از رحلت رسول گرامی اسلام نگذشته بود که به علت وجود رگه هایی از تعصبات و تمایلات جاهلی و زنده شدن دوباره انحراف از حق در مردم، عده ای با سوء استفاده از فضای موجود توانستند مسند خلافت را غصب کنند  و در استمرار بخشیدن به حکومت های فاسد خود نهایت بهره برداری را کردند و سنت های جاهلی و فخر فروشی های نسبی و قبیله ای را بر جامعه حاکم کردند.

مسعودی درباره حال و روز مردم در آن زمان اینگونه می نویسد: «از منکری اعراض نکرده و معروفی را نمی شناختند، رفت و آمدشان به جای مکتب و مدرسه اغلب نزد شعبده بازان افسونگر و قصه سرایان دروغگو بود و اگر اجتماعی داشتند یا آنجا بود که شخصی را شلاق می زدند و یا مردی را دارآویز می نمودند. اسباب تشویقشان به لهویات وکارهای بیهوده فراهم بود و عموما از برابری بدکار با نیکوکار باکی نداشتند. از الحاق دیندار به کافر واهمه نمی کردند و خلاصه همان بودند که علی (علیه السلام) فرمود: «همج الرعاع اتباع کل ناعق...» انسانهای مذبذب که نه ایمان داشتند و نه بی دین بودند مانند شاخه بید موافق هر بادی می رقصیدند.» [1] . 

به گفته خود امام حسین (علیه السلام) هم که مراجعه کنیم، متوجه می شویم که در ارزشهای دینی و معارف اخلاقی توسط مردم آن زمان زیر ما گذاشته می شد و تا جایی پیش رفته بودند که ضد ارزشها جای ارزشها را گرفته بود.[2]




کلیدواژه ها: امام حسین، شهادت، ارزش، جاهلیت.



.......................................
پی نوشت ها:
1. شیخاوندی، جامعه شناسی انحرافات و...، ص 24.
2. .همان: ص 18 - 17.






نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام حسین، شهادت، ارزش، جاهلیت.،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1395 :: نویسنده : حسین الف


پرسش
گاهی دیده می شود که وقتی از برخی از جوانان سؤال می شود که مرجع تقلید خود را چگونه و بر چه اساسی انتخاب کرده‌اند، در جواب این طور می‌گویند که چون به یکی از اعضای خانوادۀشان مثل پدر یا مادر و مانند این‌ها اعتماد داشته‌اند، لذا در انتخاب مرجع تقلید برای خود، از پدر یا مادز یا سایر اعضای خانواده پیروی و تبعیت کزده‌اند و به خودشان زحمت تحقیق راجع به مرجع تقلید اعلم نداده‌اند. این قبیل مسائل سؤالی را برای ما به وجود می‌آورد که آیا اساساً در تشخیص مجتهد اعلم می توان از اعضای خانواده پیروی کرد؟ در این نوشته تلاش کردم پاسخ این سؤال را بر اساس نظر مراجع بزرگوار تقلید بیان کنم.



پاسخ
در پاسخ باید گفت که اصولاً در مسائل  مربوط به تقلید و انتخاب مرجع تقلید، تبعیت از یکدیگر چایز نیست و هر انسان مکلفی باید در این امر، مستقلاً عمل کندغ پس افراد خانواده در وهلۀ اول نمی‌توانند کورکورانه از سرپرست خانواده یا مادر یا هر کس دیگری تبعیت کنند، بلکه تنها در صورتی که اطمینان داشته باشند که او به درستی تحقیقات لازم را در انتخاب مجتهد اعلم به عمل آورده، از او پیروی کنند.
در جایی که عمل به فتوا باعث سختی و مشقت برای افراد دیگری که در یک منزل هستند می شود (مثل جایی که مرجع شوهر گوش دادن به همه انواع موسیقی را حرام می داند و مرجع همسرش فقط گوش دادن به موسیقی مطرب و لهوی را حرام می داند) برای مراعات حال شوهر بهتر است به احتیاط در آن مورد عمل شود؛ ولی در هر صورت شوهر نیز نباید همسر و فرزندانش را برای همراهی تحت فشار قرار دهد؛ بلکه می تواند به آرامی از محیط خارج شود تا صدای موسیقی را نشوند. 




کلیدواژه‌ها: مرجع تقلید، تبعیت، تحقیق.



----------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1. برگرفته از: استفتائات امام، ج 1، س 24؛ استفتائات بهجت، ج 1، س 83؛ احکام جوانان سبحانی، مسئلۀ 10؛ جامع الأحکام صافی، ج 1، س 7؛ برگرفته از کتاب «رسالۀ مصوّر»، ج 1، ص 61.





نوع مطلب : فقهی.حقوقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :