نوشته‌های فقهی، حقوقی و معرفتی برای جوانان
عدالت
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید حسین ا.ک.ر.م.ی
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظرتان دربارۀ این وبلاگچیست؟






جمعه 1 مرداد 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی
ویراستاری ظاهری و محتوایی متون درسی و غیر درسی پذیرفته می‌شود:

هر کلمه: 70 ریال.

 تماس و پیامک:     09198865310 .



اگر مایل بودید خود و دوستانتان را در گروه تلگرام بازارچۀ نیازمندی‌ها عضو کنید:

خرید.فروش.حمل ونقل.کتاب.خودرو. مسکن.خانه.اجاره.رهن.پوشاک و لباس

لینک عضویت در گروه تلگرام بازارچۀ نیازمندی‌ها:


آدرس شبکه اجتماعی: http://facenama.com/0001133


آدرس وبلاگ: http://hosein735.mihanblog.com









نوع مطلب : ویراستاری متون درسی و غیر درسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


شاید برخی خیال کنند کسانی که اهل گریه و ناله هستند همگی آدم های افسرده و غمگینی هستند، ولی من با احادیثی از امامان معصوم علیهم السلام برخورد کردم که با کمال تعجب خلاف این را می رساند؛ بدین گونه که گریه از روی خشیت الهی را مایه رحمت خدا معرفی می کنند و حتی بالعکس، اشک نریختن را یکی از علامت های سنگدلی و شقاومت دانسته اند:

"البُكاءُ مِن خَشیَةِ اللّه مِفتاحُ الرَّحمةِ

گریستن از ترس خدا كلید رحمت است"[1].

"مِن عَلاماتِ الشَّقاءِ جُمودُ العَینِ.

از نشانه‏ هاى شقاوت و بدبختى خشكیدگى چشم است".[2]

بنابراین هیچ گاه نباید از ظاهر حال افراد قضاوت کنیم؛ چرا که هر گریه ای نشانه غم و اندوه نیست، بلکه ممکن است کسی که از خوف خدا در دل شب گریه می کند حال خوش تری نسبت به دیگران داشته باشد.

 

 

کلیدواژه ها: گریه. رحمت. شقاوت.

 

 

-------------------------------------------- 

پی نوشت ها:

1. عیون الحكم و المواعظ (للیثی) ؛ ص۶۲

۲. کافی (ط-الاسلامیه)، ج ۲، ص ۲۹۰، ح ۶.






نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : گریه. رحمت. شقاوت.،
لینک های مرتبط :
جمعه 29 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


خیلی از مردم را شاید دیده باشید که مدام برای خود و رونق زندگی خود و اهل و خویشانشان دعا می کنند ولی دریغ از یک دعای خیر برای مردم بینوای دیگر. من در این نوشته به نقل واقعه ای از تاریخ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اکتفا می کنم و خوانندگان را به تامل بیشتر در احادیثی که سفارش کرده اند که دعا در حق دیگران را به دعا برای خود مقدم داریم تا به این واسطه دعای برای خودمان نیز زودتر مستجاب شود؟ دعوت می کنم. به عنوان نمونه عرض می کنم که روزی بانوی بزرگوار اسلام حضرت زهرا (سلام الله علیها) مشغول دعا کردن برای همسایگان و سایر مردم بودند که حضرت امام حسن (علیه السلام) سوال کرد که از چه روی براى همسایگان ودیگران دعا مى كنى و براى خود دعا نمى كنى؟ حضرت فاطمه سلام الله علیها در پاسخ فرمودند: "اول همسایه، سپس خانه خود"

بنابراین وقتی این بزرگواران این اندازه به دعا در حق مردم بیچاره و گرفتاری همسایگان دعا می کردند، آیا ما نباید از آنان الگو بگیرم و رفتارشان را در زندگی خود سرمشق قرار بدهیم .

 


 

کلیدواژه ها: حضرت فاطمه. دعا. اولویت.

 

 

 -----------------------------

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: علل الشرائع، ج ۱،ص۱۸۳.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : حضرت فاطمه. دعا. اولویت.،
لینک های مرتبط :



در دور و بر خود حتما با کودکانی روبرو شدیم که از داشتن نعمت پدر یا مادر یا هر دوی آن ها محروم هستند. در این نوشته شما را با حدیثی از امام صادق علیه السلام آشنا می کنم که در آن راجع به گریه یتیم و آرام کردن او و یتیم نوازی سخنی را می گویند که اهمیت بسیار بالای آن را می رساند:[1]

"هنگامى كه طفل یتیمى بگرید، عرش الهى به لرزه در مى آید و خداوند تبارک و تعالى مى فرماید: این كیست كه بنده مرا كه در خردسالى پدر و مادرش را از او گرفته ام، به گریه آورده است؟ قسم به عزت و جلال خودم، هر بنده مؤمنى كه او را آرام كند، بهشت بر او واجب است."

علاوه بر این، آیاتی از قرآن هم این موضوع را مورد توجه قرار داده و بی توجهی به یتیمان را یکی از عواملی دانسته که می تواند حتی موجب جهنمی شدن انسان شود.[2] 


 

کلیدواژه ها: امام صادق. یتیم. قرآن.

 

 

----------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. من لایحضره الفقیه، ح ۵۷۳، ج ۱، ص ۱۸۸- گلچین صدوق (گزیده من لا یحضره الفقیه)، ج ۱، ص ۱۳۸.

2. فجر/ 17.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام صادق. یتیم. قرآن.،
لینک های مرتبط :

پرسش

آیا دیدن پیامبر در خواب با دیدن او در بیداری تفاوتی دارد؟

 

 

پاسخ

برای پاسخ به این سوال، ترجیح می دهم به واقعه ای حقیقی از تاریخ پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وآله اشاره کنم که راجع به محمد بن علاء یکی از صحابی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله است که روزی وارد شهر مدینه شد و گرسنگی بر او فشار آورده بود و پول هم نداشت که با آن غذایی تهیه کند. سپس به سوی مرقد پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) رهسپار شد و در اثر شدت گرسنگی ناچار شد به آن حضرت تضرع کند و عباراتی زا با این مضمون بر زبانش جاری کرد:

ای رسول خدا به خدمت شما آمدم، در حالی كه جز خدا هیج کسی نمی داند که تا چه حد فقر و گرسنگی بر من غلبه کرده و امشب را مهمان تو هستم.

سپس خوابش گرفت و کم کم به خواب رفت و در عالم رویا، رسول خدا را دید كه به او قرص نانی تعارف می‌كند که نصف آن را می خورد و در همین حال ناگهان از خواب بیدار می شود و با تعجب نصف دیگر نان را در دستش می بیند.

محمد بن علاء می‌گوید: با این مطلب صدق گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم كه فرموده بود «هر كس مرا در خواب ببیند، واقعا مرا دیده است؛ زیرا شیطان به شكل من در نمی آید» برایم آشکار شد. آن گاه صدایی به گوشم رسید كه می‌گفت: ای محمد! هیچ كسی قبرم را زیارت نمی كند، مگر این كه گناهش بخشوده و شفاعتم فردای قیامت نصیبش خواهد گردید.[1]

 



کلیدواژه ها: پیامبر. محمد بن علاء. خواب.

 



......................................................................................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: الغدیر، ج ۹، ص ۱۸۹.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. محمد بن علاء. خواب.،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی

مقدمه

همه ما راجع به شیطان و این که موجودی پلید است و همواره در کمین انسان نشسته تا او را به بیراهه بکشاند، مطالب زیادی شنیده ایم، اما من قصد دارم در این نوشته کلام مولای متقیان امام علی علیه السلام را در این باره مورد توجه قرار بدهم که آن حضرت در خطبه ای شیطان را این گونه معرفی می کند:

أن الشیطان یُسَنِی لکم طُرُقَه ویرید أن یَحُلَ دینَکم عقدة عقدة ویعطیکم بالجماعة الفرقة.

همانا شیطان راه های خود را برای شما هموار می کند و می خواهد گره های دین شما را یکی پس از دیگری سست کند و در عوض اتحادی که میان شما حاکم است، تفرقه و به شما عطا کند.[1]

نکته ای که از این خطبه بر می آید این است که شیطان دشمن دین و اتحاد میان مسلمانان و باید همواره مراقب کیدها و تقشه های شیاطین باشیم تا به صفوف متحد ما آسیبی وارد نشود و دچار بدبختی و انحراف از دین نشویم.



کلیدواژه ها: امیر المومنین. شیطان. دین. تفرقه.


 

.......................................................................................

پی نوشت ها:

1. نهج البلاغه، خطبه ۱۲۱.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امیر المومنین. شیطان. دین. تفرقه.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


از نظر حقوقی، ابلاغ حکم مراجع قضایی بر دو نوع می باشد: 1. ابلاغ واقعی. 2. ایلاغ قانونی.

 

 

ابلاغ واقعی

این نوع از ابلاغ، در صورتی تحقق می یابد که برگه ای که حاوی موضوع ابلاغ است، بر اساس تشریفات قانونی به دست شخص مورد نظر برسد؛ بدین گونه که اگر مخاطب ابلاغ، شخص حقیقی باشد باید به دست خود مخاطب برسد و در مورد شخص حقوقی بایستی به دست شخصی که صلاحیت دریافت ورقه یا برگه حاوی موضوع ابلاغ را دارد، توسط ماموری که مسوول اجرای امر ابلاغ می باشد تحویل و رسید دریافت و مراتب گزارش گردد. بنابراین موارد ابلاغ واقعی را می توان در مواد زیر یافت:

1- تبصره 1 ماده 68 ق.آ د .م

2-ماده 71 ق.آ د .م

3- ماده 75 ق.آ د .م

4-ماده 76 ق.آ د .م

5- تبصره های 2 و 3 ماده 76 ق.آ د .م

6- ماده ی 77 ق.آ د .م

 

 

ابلاغ قانونی

درباره ابلاغ قانونی باید گفت که بقیه مواد قانون آیین دادرسی مدنی مربوط به ابلاغ، به ابلاغ قانونی می پردازد. طبق این مواد، ابلاغ قانونی در صورتی محقق می شود که مفاد اوراق طبق تشریفات قانونی به طریقی غیر از تحویل به مخاطب به اطلاع او رسانده شود.

 

 

کلیدواژه ها: ابلاغ. ابلاغ واقعی. ابلاغ قانونی.





نوع مطلب : فقهی.حقوقی، 
برچسب ها : ابلاغ. ابلاغ واقعی. ابلاغ قانونی.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


 

روزی مردى از اهالی ساکن در كوهستان نزد امام صادق علیه السلام آمد و مقداری پول (ده هزار درهم) به آن حضرت سپرد و گفت که عزم مکه معظمه و حج خانه خدا را دارد و درخواست کرد که خانه اى برای او خریدارى فرماید تا از پس از این که از حج برگشت با عیال و اطفال خود در آنجا مسكن گزیند. سپس به قصد مكه معظمه از شهر خارج شد.

چون مراجعت نمود حضرت او را در منزل خود جاى داد و طومارى به او لطف كرد.

جالب است که امام علیه السلام در پاسخ درخواست آن مرد فرمود که در بهشت خانهاى برایش خریده كه از چهار طرف به خانۀ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و امیر المؤمنین علیه السلام و امام حسن مجتبى و امام حسین علیهما السلام متصل است.

آن مرد كوهنششین سخنان امام علیه السلام را شنید و پذیرفت و با رضایت از حضور حضرت مرخص شد. حضرت نیز آن مبلغ را میان تنگدستان از فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام تقسیم كرد.

پس از مدتی مرگ آن مرد فرا رسید و از بستگان خود خواست که سخن امام صادق علیه السلام را در طوماری بنویسند و با او دفن كنند.

پس از این که آن مرد را دفن کردند، روز دیگر بر سر قبر او آمدند و دیدند همان طومار بر روى قبر اوست و با خط سبز رنگی روى آن نوشته شده که خداوند به آنچه ولیّ او حضرت صادق علیه السلام وعده داده بود وفا كرد.[1]

 

 

کلیدواژهها: امام صادق. حج. خانه.

 


 

----------------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: بحار الأنوار، ج ۱۱، احوال حضرت صادق (علیه السلام).





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام صادق. حج. خانه.،
لینک های مرتبط :

  

پس از تصرف شهر مصر به دست جناب سلطان ملك ناصر و درود او به داخل قصر،   خادمی را در داخل قصر دیدند که در زمان حکومت پادشاه پیشین دارای منصب کلیدداری قصر بود. همراهان سلطان، آن خادم را دستگیر کردند و از او راجع به مخفیکاه گنجینه‌ها و دفینه‌های قصر سوال کردند. اما هر کاری کردند او جوابی نداد که در این هنگام سلطان دستور داد كه او را شكنجه کنند تا لب بگشاید. لذا او را به بدترین شکل ممکن در آن زمان مورد زجر و شکنجه قرار دادند؛ به این شکل که  سوسك‌های سیاه را بر روی سر او کذاشتند و با پارچه قرمز رنگی بستند تا سر او را بخورند که در تتیجه سر مجنی علیه سوراخ می شد و به طرز فجیعی جان می‌سپرد. اما این كار در آن خادم هیچ تأثیری نداشت. برعكس پس از مدتی مشاهده کردند كه سوسكکها مرده اند. در نتیجه سلطان مجبور شد احضارش كند و با اصرار دلیل آن را جویا شود. خادم پاسخ داد:

علتش را تنها در این می بینم که زمانی که داشتند سر مبارک امام حسین علیه السلام را از شام به مصر می‌آوردند؟ من نیز در آن قضیه شركت كردم و برای مدتی آن سر مبارک را بر بالای سر خود حمل كردم.

پادشاه از این کرامت امام حسین علیه السلام به شدت متاثر شد و گفت: آری سری عظیم تر از این چه خواهد بود. بنابراین آن خادم را بخشید و آزاد كرد.[1]

 

 

کلیدواژه ها: امام حسین. سلطان. کرامت.



....................................................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: الغدیر، ج ۸، ص ۱۸۴.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام حسین. سلطان. کرامت.،
لینک های مرتبط :



روزى پیامبر صلی الله علیه وآله از کوچه ای عبور می کرد که نگاهش متوجه تعدادی از كودكان شد که داشتند بازى می کردند و در همین هنگام جمله ای را خطاب به همراهان و پدران بچه ها فرمود که نشان دهنده نقش و جایگاه خطیر پدران و مسؤولیت سنگین آنها را در قبال رشد و تربیت كودكانشان است:

واى بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان.

این سخن رسول گرامی اسلام منجر شد شد اصحاب و اطرافیان پیامبر صلی الله علیه وآله با خود فکر کنند که احتمالا مخاطب مضمون سخنان پیامبر، فرزندان مشركان بوده كه در تربیت فرزندانشان كوتاهى مى كنند و به همین خاطر از آن حضرت پرسیدند که یا رسول اللّه! آیا منظورتان مشركین است؟ اما پیامبر صلی الله علیه وآله در پاسخ آن ها جواب منفی داد و فرمود: خیر. منظورم پدران مسلمانى است كه متاسفانه از آموزش فرایض دینى به فرزندانشان خودداری می کنند و اگر خود فرزندان هم بخواهند پاره اى از مسائل دینى را یاد بگیرند، پدران آنها ایشان را از به جا آوردن این وظیفه منع می کنند.

وقتی اطرافیان پیامبر صلی الله علیه وآله این سخنان را شنیدند، بسیار متعجب شدند كه آیا واقعا زمانی خواهد آمد که چنین پدران بى مسؤولیتى در جامعه اسلامی باشند!

پیامبر گرامی اسلان صلی الله علیه وآله در ادامه از این هم فراتر رفتند و فرمودند: پدرانی خواهند آمد که تنها به این قانع هستند كه فرزندانشان از مال دنیا چیزى را کسب کنند .... سمس فرمود: من از این گونه پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.[1]

 

 

کلیدواژه ها: آخر الزمان. پدران. فرزندان. تربیت.

 

 

.............................................................. 

 پی نوشت ها:

1. برگرفته از: مستدرك الوسائل، ج۲، ص ۶۲۵.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : آخر الزمان. پدران. فرزندان. تربیت.،
لینک های مرتبط :

 

در دور و بر خودمان گاه و بیگاه با کسانی مواجه میشویم که متاسفانه از داشتن فرزند محروم هستند و به ابن در و آن در میزنند که هر طوری شده صاحب فرزندی بشوند. با مطالعه تاریخ اهل بیت (علیهم السلام) به مواردی شبیه این برمیخوریم که توصیه ها و دستوراتی را به شیعیان درباره فرزندآوردی داشته اند. من برای نمونه به واقعه ای عینی در زمان امام هادی (علیه السلام) اشاره می کنم که آن حضرت در پاسخ شخصی که نزد ایشان شکایت کرد که مدتی ازدواج کرده ولی متاسفانه صاحب فرزندی نشده که امام (علیه السلام) در پاسخ او دستر العملی را فرمودند که عین عبارات آن را می آورم:

عن علی بن محمد الصیمری قال: تزوجت ابنة جعفر بن محمود الكاتب، فاحببتها حبا لم یحب احدا احدا مثله، و ابطأ علی الولد، فصرت الی ابی الحسن علی بن محمد الرضا علیهم السلام فذكرت ذلك له، فتبسم و قال: اتخذ خاتما فصه فیروزج، و اكتب علیه: رب لا تذرنی فردا و انت خیر الوارثین.[1]

علی بن محمد صیمری گوید: با دختر جعفر بن محمود كاتب ازدواج كردم، به اندازه ای او را دوست داشتم كه هیچ كس، كس دیگری را آن چنان دوست نمی دارد، اما صاحب فرزندی نمی شدم، نزد امام هادی - كه بر او درود باد - رفتم و این موضوع را به ایشان گفتم، تبسمی كرد و فرمود: انگشتری بگیر كه نگینش فیروزه باشد و روی آن بنویس:

رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ》[2]

پروردگارا! مرا تنها نگذار كه تو بهترین ارث برندگانی.

 

 

کلیدواژه ها: امام هادی. توصیه. فرزند.

 

 

.......................................................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: صحیفه امام هادی (علیه السلام).

2. انبیاء/ ۸۹.

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام هادی. توصیه. فرزند.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


شاید برای خیلیها این سؤل پیش آمده باشد که بعد از اینکه قیامت برپا شد، چه اتفاقاتی میافتد و چه پرسشهایی از انسان به عمل میآید و حساب و کتاب اصلی ما پیرامون چه اموری خواهد بود که خودمان را در این دنیا آماده کنیم تا از پس آن سؤالات بر بیاییم و گرفتار نشویم؟ من در این نوشته قصد دارم این سؤال را بر اساس روایتی از پیامبر گرامی اسلام پاسخ بدهم. امید است که مایۀ عبرت و هدایت همۀ ما بشود. در این حدیث، آمده که انسانها در روز رستاخیز قدم از قدم بر نمى‏دارند، مگر اینكه از چهار چیز مورد بازخواست واقع مى‏شود:

«لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ یَومَ القیامَةِ حَتّى یُساَلَ عَن اَربَعٍ عَن عُمُرِهِ فیما اَفناهُ وَ عَن شَبابِهِ فیما اَبلاهُ وَ عَن مالِهِ مِن اَینَ اَ كتَسَبَهُ وَ فیما اَ نفَقَهُ وَ عَن حُبِّنا اَهلَ البَیتِ»[1]

1- عمرش را در چه راهی صرف کرده است.

 ۲- جوانى‏ خود را چگونه گذرانده است.

۳- ثروت و مالش را از چه طریقی به دست آورده و چگونه خرج كرده است.

۴- در نهایت از دوستى با اهل بیت پیامبر گرامی اسلام (صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله) سؤال میشود.[2]

 

 

 کلیدواژهها: پیامبر. قیامت. سؤال.

 

 

 

--------------------------------------------

پینوشت‌‌ها:

1. أمالی شیخ صدوق، ص ۳۹.

2. خصال شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۵۳، ح ۱۲۵.

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. قیامت. سؤال.،
لینک های مرتبط :

 

تاریخ رحلت:

همان طور که می دانید جناب موسى مبرقع (علیه الرحمة) فرزند امام محمد تقی (علیه السّلام) است. در تاریخ دقیق وفات ایشان بین مورخین کمی اختلاف نظر وجود دارد و بیشتر گفته اند که در سال ۲۹۶ هق در شهر قم رحلت نموده است.[1] به یک نقل وفات آن جناب در روز هشتم بیع الثانى بوده است[2] و بر اساس یک قول دیگر در ۱۴ ربیع الثانى واقع شده است.

 

مقبره:

آنچه که مشهور است این است که جناب موسی مبرقع در چهل اختران قم واقع در خیابان آذر مدفون است.[3]

 

 

وییژگی های شخصیتی:

نام ایشان موسى، كنیه اش ابوجعفر، لقب او مبرقع و نام پدرش جواد الائمه (علیه السّلام) و مادر آن حضرت كنیز بود.

 ایشان آن قدر چهره اش زیبا بوده که از شدت زیبایی بر جمال مبارکش نقاب و برقعه ای مى زد و به همین خاطر ملقب به موسی مبرقع شده بود. همچنین ایشان جزء اولین سادات رضوى محسوب میشود که در سال ۲۵۶ هق وارد قم شد ولی به دلیل اینکه او را نمیشناختند مردم عرب ساكن قم او را از قم بیرون كردند و او به ناچار رحل اقامتش را به كاشان برد و در آنجا مورد احترام قرار گرفت. بعد از آمدن ابوالصدیم حسین بن على بن آدم و مرد دیگرى از رؤساى قم، عربهاى قم متوجه شدند موسى چه كسى بوده و لذا از کرده خود پشیمان شدند و منزلی را برای آن بزرگوار مهیا کردند و او را به قم باز گرداندند، تا آنجا که در روستاهاى مختلفی برای او زمین و باغ خریداری کردند و در نهایت بعد از ایشان، خواهرانش زینب و امّ محمّد و میمونه، دختران حضرت جواد علیه السّلام نیز به قم آمدند. هنگامى كه جناب موسى مبرقع در قم از دنیا رفت، امیر قم عباس بن عمرو غنوى بر او نماز خواند و در محل كنونى كه در قم معروف است و قبلاً منزل محمّد بن حسن بن ابى خالد اشعرى ملقب به شنبوله بود، دفن شد. كلینى رحمه اللَّه در كافى به سند معتبر نقل كرده كه جناب موسى مبرقع تولیت اوقاف را از جانب امام علیه السّلام داشته اند.[4]

 

 

 

کلیدواژهها: موسی. مبرقع. قم.

 

 

...................................................

پی نوشت ها:

1. بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۱۶۲ - ۱۶۱. تاریخ سامراء: ج ۳، ص ۳۰۲.

2. مستدرك سفینة البحار، ج ۵، ص ۲۳۰.

3. قلائد النحور،ج ربیع الثانى، ص ۲۲۶. مرآة العقول: ج ۶، ص ۱۲۸.

4. كافى، ج ۱، ص ۲۶۱.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : موسی. مبرقع. قم.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی

در این نوشته میخواهم حدیثی را برایتان نقل کنم که وقتی با آن مواجه شدم خیلی برایم درخور تأمل بود؛ چرا که مرا یاد کسانی انداخت که در تمام طول عمر خودشان از صبح تا شب زحمت میکشند و حتی به دیگران هم کمک میکنند، اما دریغ از دو رکعن نماز که این حدیث بیانگر آن است که اگر کسی در کارنامهاش یک نماز مقبول نداشته باشد، سایر اعمالش نیز مستجاب نخواهد شد. همچنان که امام صادق علیه السلام فرموده است:

«اوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُالصَّلاةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ؛

اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد».

 

 

کلیدواژهها: نماز. امام صادق. کارنامه.

 

 

 

-----------------------------------------------

پینوشتها:

1. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۳۴، ح ۴۴۴۲.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : نماز. امام صادق. کارنامه.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی

روزی شخصی خدمت پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) رسید و از آن حضرت درخواست کرد که عملی را به او یاد بدهد که بتواند با انجام آن به بالاترین نفع برسد؛ به گونه ای که او را از دیگر اعمال بی نیاز کند و هر گناهی که از او سر بزند آسیبی به او نرساند.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در جواب آن مرد فرمود:

"اصدق و لا تكذب و اذنب من المعاصى ما شئت؛

راستگوئى را پیشه كن و از دروغ بپرهیز و هر گناه دیگرى که مى خواهى انجام بده"

آن شخص از این فرموده حضرت متعجب شد و با خیال آسوده از حضور حضرت مرخص شد و با خود خیال کرد که چون پیغمبر (صلی الله علیه وآله) او را از غیر دروغگوئى نهى نكرده، پس می تواند هر گناه دیگری که دلش بخواهد مرتکب شود، اما در مسیر بازگشت به محض اینکه به ذهنش خطور کرد که به منزل زنی بدکاره برود، ناگهان با خود فكر كرد که اگر مرتکب عمل زشت با آن زن شود و كسى از او بپرسد که از كجا می آید، آن وقت باید دروغ بگوید و اگر هم بخواهد  راستش را بگوید، محکوم به كیفر شدید خواهد شد.  چندی بعد فكر گناه دیگری به سرش زد که باز هم همان اندیشه سابق به یادش آمد و در نتیجه سرانجام از همه گناهان به واسطه ترك دروغ دورى جست.[1]

 

 

کلیدواژه ها: پیامبر. گناه. دروغ.

 

 

.............................................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: انوار نعمانیه، ص ۲۷۴.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. گناه. دروغ.،
لینک های مرتبط :

 

خیلی جالب است که بعد از اینکه یزید بن معاویه در ۱۴ ربیع الاول سال ۶۴ ه.ق در اثر حادثهای فوت کرد، همه منتظر  بودند که پسرش معاویة بن یزید کرسی خلافت را به دست بگیرد، اما در کمال تعجب او پس از چهل روز در ۲۵ ربیع الثانى بر بالای منبر رفت و خطبهای تاریخی خواند و پرده از چهرۀ خاندان نامشروع آنها برداشت؛ بدین گونه که اعمال پدران خود را ناحق عنوان نمود و بر جد و پدر خود لعنت فرستاد و از اعمال و کردههای ایشان اعلام برائت کرد و شدیداً گریستو آنگاه خود را لایق خلافت ندانست و از خلافت خلع نمود.

در همین هنگام بود که مروان بن حكم علیه اللعنة از پاى منبر بلند شد و گفت: حال كه طالب خلافت نیستى پس امر خلافت را به سویى بیفكن؛ یعنی کسی را به خلافت برگزین، اما معاویة بن یزید در پاسخ او گفت: من حلاوت خلافت را نچشیدم، چگونه راضى شوم كه اوزار آن را بچشم. بنابراین در خانه نشست و مشغول گریه شد و ۲۵ یا ۴۰ روز بعد از این واقعه فوت كرد و بنا به قولى گفته شده که او را مسموم كردند. پس از او خلافت اولاد ابوسفیان تمام شد و به مروان و آل او منتقل شد.[1]

 

 


کلیدواژه‌ها: معاویه. یزید. خلافت.


--------------------------------------------

پینوشت‌ها:

1. برگرفته از: تتمة المنتهى: ص ۷۲. قلائد النحور: ج ربیع الثانى: ص ۲۶۲. توضیح المقاصد: ص ۱۲ - ۱۳. فیض العلام: ص ۲۵۵.

 

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : معاویه. یزید. خلافت.،
لینک های مرتبط :
جمعه 15 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


حتما در اطرافتان با کسانی مواجه شدهاید که نسبت به خواندن نماز اهمیت چندانی نشان نمیدهند و آن را سبک میشمارند و گاهی آخر وقت یا وسط وقت به جا میآورند و یا نعوذ بالله تارک الصلاة هستند و اصلاً نماز نمیخوانند، اما میخواهم شما را با بیانی از امام صادق (علیه السلام) آشنا کنم که میتوانید جایگاه نماز را بهتر درک کنید و بدانید که نماز آنقدر مهم است که سرنوشت ابدی انسان را میتواند رقم بزند؛ به گونهای که اگر نماز مقبول درگاه الهی واقع نشود بقیۀ اعمالش نیز پذیرفته نخواهد شد. همچنان که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«اوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُالصَّلاةُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ؛

اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد».

 

 

کلید واژه: نماز. محاسبه. جایگاه.

 

 

-------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: وسائل الشیعه ؛ ج ۴، ص ۳۴، ح ۴۴۴۲.

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : نماز. محاسبه. جایگاه.،
لینک های مرتبط :


واقعاً باید در بعضی امور بیشتر دقت داشته باشیم؛ چرا که خیلی اوقات ممکن است که ما رابطۀ برخی از اتفاقات و پیشامدای اطرافمان را با زندگی دنیا و آخرت خودمان درک نکنیم ولی باید توجه داشته باشیم که آنچه از روایات اسلامی بر میآید این است که رابطۀ مستقیم و تنگاتنگی میان عبادت و بندگی خداى متعال با عاقبت بخیری بندگان وجود دارد؛ به گونهای که در احادیث داریم که چنانچه خداوند متعال  نظر خیر به بندهاى داشته باشد و برای او خیر دنیا و آخرت را اراده کند، میان او و آنچه ناخوش میدارد حائل می ‏شود و به هر صورت او را به طاعت خودش موفّق میدارد و به عکس اگر خدای متعال برای بنده‏اى از بندگانش بدى اراده کند ، او را مشغول و فریفتۀ دنیا میکند و یاد آخرت غافل میکند و مبتلا به آرزوهای طول و دراز میسازد و او را از آنچه صلاح او در آن است باز می دارد. همچنان که امام علی علیه السلام فرمودند:

إنَّ اللّه‏ تَعالى إذا أرادَ بِعَبدٍ خَیرا حالَ بَینَهُ وبَینَ ما یَکرَهُ ، ووَفَّقَهُ لِطاعَتِهِ ، وإذا أرادَ اللّه‏ بِعَبدٍ سوءا أغراهُ بِالدُّنیا وأنساهُ الآخِرَةَ ، وبَسَطَ لَهُ أمَلَهُ ، وعاقَهُ عَمّا فیهِ صَلاحُهُ.[1]

 

 

کلیدواژهها: طاعت. خیر. دنیا. آخرت.

 

 

 

---------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: بحارالأنوار ، ج ۳۳، ص ۹۷.

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : طاعت. خیر. دنیا. آخرت.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 11 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


در زمانی که پسر ابوذر دیار فانی را وداع گفت، جناب ابوذر در حالی که در کنار قبر فرزندش ایستاده بود و بر آرامگاهش دست  می كشید این جمله را بر زبان آورد:

خدا تو را رحمت كند، به خدا قسم كه تو نسبت به من، بسیار نیكوكار بودى و من از تو راضى هستم. مرا به هیچ كس جز خداوند نیازى نیست و اگر هول از عالم پس از مرگ نبود، دوست داشتم كه به جاى تو باشم و ناراحتى كه براى وضعیّت پس از مرگ تو دارم، مرا از ناراحتى فقدان تو باز داشته است. به خدا قسم از دورى تو گریه نكردم، بلكه براى مواقف سختى كه در پیش دارى، گریستم. اى كاش مى دانستم، كه تو چه گفته اى و به تو چه پاسخى داده اند.  بار خدایا! من از حقى كه بر او دارم، مى گذرم و به او مى بخشم. پس تو نیز حقوق خود را كه بر او واجب كرده بودى بر او ببخشاى، كه تو، به جود و كرم از من سزاوارترى.[2و1]

نکته ای که از این عبارات به دست می آید این است که رضایت پدر از فرزند در عاقبت پس از مرگ فرزندان تاثیر بسزایی دارد و پرسش و پاسخ عالم برزخ و قبر و حوادث بعد از آن بسیار هولناک است که مراقبه لحظه به لحظه را می طلبد.

 


کلیدواژه ها: خدا. ابوذر. مرگ.

 

----------------------------------------- 

 پی نوشت ها:

1. برگرفته از: من لایحضره الفقیه، حدیث ۵۵۸، ج ۱، ص ۱۸۵.

2. گلچین صدوق (گزیده من لا یحضره الفقیه)، ج ۱، ص ۱۳۵.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : خدا. ابوذر. مرگ.،
لینک های مرتبط :



حضرت ابوطالب پدر بزرگوار امام على (علیه السلام) از کسانی بود که در آن زمان به كشتى گرفتن علاقه داشت. در روزگار ایشان، کشتی گرفتن از ورزشهایی بود که در میان عرب مرسوم بود و افرادى جمع میشدند و مراسم کشتی به راه میانداختند و به تماشای کشتیگیران مینشستند و حضرت ابوطالب نیز پسران خود، پسران برادران خود و پسران عموهاى خود را به دور یکدیگر جمع مىكرد و آنها را دو به دو به كشتى فرا میخواند. در آن هنگام که حضرت على (علیه السلام)، نوجوانی بود که حدود ده سال داشت، حضرت ابوطالب مشاهده میکرد پسرش على (علیه السلام) با هر كسى كه كشتى مىگیرد، بر او غلبه میکرد و او را به زمین مىزند و با نظارۀ صحنۀ پیروزى آن حضرت، این اصطلاح را به کار میبرد: «ظهر على؛ على بر بالا قرار گرفت و غالب شد». همین امر باعث شد که از این پس، امیر المؤمنین على (علیه السلام) به «ظهیر» به معنای پشتیبان لقب گرفت.[1]

برای مطالعۀ بیشتر میتوانید به کتاب مناقب ابن شهر آشوب مراجعه کنید که به طور مفصل به بیان این قبیل وقایع پرداخته است.

 

 

کلیدواژهها: امام على (علیه السلام). ابوطالب. ظهیر. کشتی.

 

 

-----------------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: مناقب ابن شهر آشوب ج ۱، ص ۴۳۹.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : امام على (علیه السلام). ابوطالب. ظهیر. کشتی.،
لینک های مرتبط :

 

حتما ماجرای خورشید گرفتگی را در زمانی که ابراهیم پسر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) به رحمت خدا رفت را شنیدهاید که دقیقاً در همان روز خورشید نیز گرفت و در این بین، عدّهای از مردم که متأثّر از عقاید خرافی و جاهلانه بودند، مدّعی شدند که خورشید نیز به خاطر رحلت پسر پیامبر خدا غمگین شده و این نشاندهندۀ عظمت آن حضرت است. اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) فوراً نسبت به این گونه افکار واکنش نشان داد و برای خشکاندن ریشۀ عقاید انحرافی، پیش از دفن جنازۀ ابراهیم، مردم را به مسجد دعوت کرد و بالای منبر رفت و فرمود:

«ای مردم! خورشید و ماه دو نشانه از نشانه‌های خداست و به دستور او در سیر و حرکتند و به فرمان خدا مطیع می‌باشند، هرگز به خاطر مرگ و زندگی کسی گرفته نمی شوند! هرگاه خورشید و ماه گرفت، نماز آیات بخوانید! سپس از منبر پایین آمدند و نماز آیات را با جماعت خواندند. سپس رو به امیر المؤمنین (علیه السلام) گردند و فرمودند:

پیکر فرزندم ابراهیم را برای دفن آماده کن!. علی علیه السلام نیز پس از غسل دادن جنازۀ ابراهیم او را کفن کرد و سپس مردم او را دفن کردند که این رفتارها و موضعگیریهای پیامبر گرامی اسلام، گواه ایین است که اسلام دینی است که از خرافه و این قبیل امور بریء است.[1]

 

 

 

کلیدواژهها: اسلام. پیامبر. خرافات. برائت.

 

 

 

---------------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: بحارالانوار، ج ۲۲ ، ص ۱۵۵.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : اسلام. پیامبر. خرافات. برائت.،
لینک های مرتبط :

 

روزی عدّهای از مردم فقیر شهر مدینه به خدمت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) رسیدند و از آن حضرت خواستند راهی در پیش روی آنها قرار دهد که مانند ثروتمندانی که با توسل به مال و ثروت خود میتوانند برده آزاد ‌کنند و به حج خانۀ خدا بروند و صدقه بدهند و با اموال خود در راه خدا و دفاع از مسلمانان جهاد ‌کنند و خلاصه با تکیه بر اموال و دارایی خود میتوانند ثوابهای زیادی کسب کنند، این فقیران بینوا هم بتوانند به توشهای برای آخرت خود کسب کنند. پیامبر (صلی الله علیه وآله) در پاسخ آنها اعمال سادهای را به آنها آموخت که با انجام آنها میتوان حتی گاهی به ثوابی بالاتر نائل شد که عبارتند از این که اگر کسی در روز صد بار ذکر تکبیر (الله اکبر) را به زبان بگوید، بهتر از آن است که یکصد برده آزاد کند و اگر کسی صدبار ذکر تسبیح (سبحان الله) را بگوید، بهتر از آن است که صد شتر را برای قربانی در حج ببرد و اگر کسی صد بار حمد الهی (الحمد الله) را بگوید، بهتر از آن است که صد اسب زینشده و دهنهزده را به همراه سوار آن برای جهاد در راه خدا مهیّا کند و کسی که صد مرتبه ذکر «لا إله إلا الله» را بگوید، در آن روز از نظر عمل بهترین انسانها می‌باشد، مگر این که کسی زیادتر گفته باشد.

برای مطالعۀ بیشتر در این زمینه به کتاب اصول کافی، باب تسبیح و تهلیل و تکبیر مراجعه کنید.

 

 

کلیدواژهها: ثواب. فقیر . ثروتمند.


 

-------------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب التسبیح و التهلیل و التکبیر، حدیث ۱، ص ۵۰۵،  ج ۲.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : ثواب. فقیر . ثروتمند.،
لینک های مرتبط :

 

مقدمه

شاید در گوشه و کنار و در سخنرانی های مختلف شنیده باشید که گاهی گفته می شود که خدا بهشت را برای برخی ها ضمانت کرده است و از این گفته ها تعجب کرده باشید ولی من در این نوشته قصد دارم به طور مستند بر اساس حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام این موضوع را اثبات کنم که آن حضرت شش گروه را معرفی می کنند و بهشت را برای آن ها ضمانت می کنند:

گروه اول، کسانی هستند كه براى صدقه دادن از منزل خود بیرون می روند ولی در این هنگام مرگش فرا مى رسد.

گروه دوم كسانی هستند كه براى عیادت و دیدار از بیمار از خانه خارج می شوند و در راه و فوت مى كنند.

گروه سوم کسانی هستند كه در راه جهاد در راه خدا از خانه بیرون می روند و به شهادت نائل می شوند.

گروه چهارمی که در این حدیث، امیرالمومنین علیه السلام بهشت را برای آن ها تضمین کرده، كسانى هستند كه به جهت به جا آوردن مناسک حج به سوی خانه خدا رهسپار می شوند و مرگشان فرا می رسد و گروه پنجم، خارج شوندگان از منزل برای بجا آوردن نماز جمعه هستند و در نهایت گروه ششم هم کساتی هستند که براى تشییع جنازه مسلمانى از خانه بیرون رفته اند که در راه فوت مى كنند.

 


 کلیدواژه ها: امیر المومنین. بهشت. ضمانت.

 

 

....................................................................

پی نوشت ها:

من لایحضره الفقیه ؛ حدیث ۳۸۴، ج ۱، ص ۱۴۰.

گلچین صدوق (گزیده من لا یحضره الفقیه)، ج ۱، ص: ۱۳۰

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : امیر المومنین. بهشت. ضمانت.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی

 

پرسش

یکی از مراحلی که بشر در مسیر تکامل طی می کند، مرگ است که برای همه پیش خواهد آمد و هیچ کس از این واثعه مستثنا نیست. یکی از سوالاتی که پیرامون قضیه مرگ برای هر کسی ممکن است به وجود بیاید، این است که اساسا انسان چگونه می تواند این مرحله را به سلامت بگذراند و چه وقایعی بعد از مرگ در انتظار اوست؟

 

 


پاسخ

من پاسخ این سوال را با توجه به سخن

امام متقیان على امیر المؤمنین علیه السلام برایتان توضیح می دهم که از منظر ایشان

هنگامی كه آخرین روز زندگی دنیای انسان و اولین روز زندگی اخروی او فرا می رسد، سه چیز را در برابر خودش می بیند:

اول اینکه رو به اموالی که در دنیا پس انداز کرده بود مى كند و مى گوید: به خدا قسم که در دنیا در طلب تو حریص و در صرف كردنت بخیل بودم. اكنون براى من چه مى كنى؟ مال پاسخ مى دهد: كفن خود را از من برگیر.

سپس رو به فرزندانش می کند و سوگند یاد می کند که در دنیا همواره دوستدار و مدافع شما بودم. حال شما در این لحظه که به شما نیاز دارم براى من چه مى كنید؟ پاسخ مى دهند که ما تو را به گور مى سپاریم و در خاك پنهان مى سازیم.

در نهایت متوجه اعمال خود می شود و مى گوید: به خدا قسم، تو بر من بسیار سنگین بودى و رغبتى براى انجام دادن تو نداشتم، تو با من چه مى كنى که عمل در پاسخ او می گوید: من در قبر تا روز محشر با تو همراه و همنشین خواهم بود تا هر دو با هم در قیامت بر خداوند عرضه شویم.[1]

 

 

 

کلیدواژه ها: مرگ. عمل. قبر.

 

 

 

.....................................................................................


پی نوشت ها:

1. برگرفته از:

من لایحضره الفقیه، حدیث ۳۷۰، ج ۱، ص ۱۳۷.

گلچین صدوق (گزیده من لا یحضره الفقیه)، ج ۱، ص: ۱۲۹





نوع مطلب :
برچسب ها : مرگ. عمل. قبر.،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی

مقدمه

شاید بعضی ها در وهله اول با شنیدن عبارت "آداب خواب"، تعجب کنند که مگر خوابیدن هم آداب و قاعده دارد ولی باید بگویم که نه تنها خواب دارای آداب و اصولی است، بلکه با دقت در زندگی گوهربار اولیاء خدا متوجه می شویم که سیره عملی آن ها این بوده که هنگام خواب و بعد از آن، اعمالی را انجام می دادند که من در این نوشته برای روشن شدن هر چه بیشتر موضوع، به گوشه ای از روش عملی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله می پردازم. آن حضرت پس از اینکه از خواب بیدار می شدند، لحظاتی سر به به سجده مى گذاشتند و این دعا را مى خواندند:

"الحمدلله الذی بعثنی من مرقدی هذا و لوشاء لجعله الى یوم القیمة؛

سپاس خدایى را كه مرا از خوابگاهم برانگیخت، اگر مى خواست تا قیامت مرقد من قرار مى داد". همچنین پیش از این که بخوابند و نیز پس از بیدار شدن مسواک مى زدند.[1]

برای مطالعه بیشتر راجع به احادبث مربوط به آداب خواب، کتاب بحار الانوار را به شما معرفی می کنم.

 

 

کلیدواژه ها: پیامبر. خواب. آداب.

 

 

 .....................................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: بحارالانوار ، ج ۷۳ ، ص ۲۰۲.4





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. خواب. آداب.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 بهمن 1395 :: نویسنده : سید حسین ا.ک.ر.م.ی


 مقدمه

گاهی برای خودمان پیش آمده که دچار دندان درد یا پا درد یا یک سری دردهای سطحی شده ایم یا در اطراف خودمان کسانی را دیده ایم که مرتب از قرص های مسکن و ضد درد استفاده می کنند تا دردهای جزئی و مختصری که بر بدن آن ها عارض شده است را تسکین بدهند، ولی من میخوام در این نوشته شما را با شیوه برخورد پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) در مواجهه با دردها آشنا کنم تا شاید برای کساتی که اهل مطالعه و نظر هستند درخور تامل باشد؛ چرا که توصیه پیامبر (صلی الله علیه وآله) با روشی که ما در پیش گرفته ایم متفاوت است؛ زیرا آن حضرت فرموده که تا زمانی که بدنتان قادر به تحمل درد است، از مصرف دارو اجتناب کنید و فقط زمانی که دیگر توان تحمل آن درد را نداشتیم، به دارو پناه ببریم.[1] همان طور که در علم پزشکی هم ثابت شده که دارو با وجود اینکه می تواند باعث بهبودی مرض شود ولی دارای عوارض جانبی هم می تواند باشد که برای در امان ماندن از این عوارض بهتر است تا وقتی که مجبور نشدیم، دارو مصرف نکنیم و نیز می توان گفت که با دردهای کوچک، بدنمان در برابر بیماری های سخت تر، مقاوم تر می شود که برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به کتب حدیثی از جمله مکارم الاخلاق و نیز مجلات پزشکی موجود در سایتهای مختلف مراجعه کنید.

 

 


کلیدواژه ها: پیامبر. دارو. تحمل.

 

 


...................................................................

پی نوشت ها:

1. یرگرفته از: مكارم الاخلاق، ص ۳۶۲. اشاره به حدیث: تَجَنَّبِ الدَّوَاءَ مَا احْتَمَلَ بَدَنُكَ الدَّاءَ فَإِذَا لَمْ یَحْتَمِلِ الدَّاءَ فَالدَّوَاء.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. دارو. تحمل.،
لینک های مرتبط :

 

 مقدمه

روزی یکی از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهما السلام به نام ابن طیار در حضور امام_صادق (علیه السلام) بر روی منبر رفته بود و شروع کرد به تشریح خطبه ای از امام باقر (علیه السلام) تا اینکه به عبارتی رسید که از تبیین آن ناتوان بود و به اشتباه آن جمله را نادرست خواند.

همین امر باعث شد که امام صادق (علیه السلام) که در مجلس حضور داشت جلوی ادامه سخنرانی او را گرفت و فرمود که در امری که برایت نامعلوم است توقف کن و ساکت بمان؛ چرا که در اموری که با آن روبرو می‌شوید و حکم آن را نمی دانید، وظیفه شما این است که توقف و درنگ کنید نه اینکه بدون علم فتوا بدهید و تفسیر به رای کنید، بلکه برای دانستن حق مطلب بایستی به امامان هدایتگر و راستین (علیهم السلام) مراجعه کنید تا آن ها راه راست و درست را از نادرست به شما نشان دهند و جلوی گمراهی شما را بگیرند و حق را به شما بشناسانند؛[1] همچنان که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

"فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون؛

اگر نمی دانید، از اهل قرآن (که همان امامان هدایت هستند) بپرسید"[2]

 




کلیدواژه‌ها: امام صادق (علیه السلام). تکلیف. مجهول. 



-------------------------------

 پی‌نوشت‌ها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب لزوم الحجة علی العالم - باب النوادر ، حدیث ۱۰، ص ۵۰، ج ۱.

2. نحل / ۴۳، انبیاء/ 7.

 

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام صادق (علیه السلام). تکلیف. مجهول،
لینک های مرتبط :

 

روزی امییر المؤ منین علیه السلام به همراه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله با یکدیگر از مسیری عبور می کردند که به عده ای برخوردند که دور یک نفر جمع شده بودند و او را نظاره می کردند. وقتی نبى مکرم اسلام، علت را جویا شدند آن ها در پاسخ گفتند که این مرد دیوانه است و غش کرده و لذا ما بر گرد او جمع شده ایم تا حال او را ببینیم. اما پیامبر صلی الله علیه وآله به آن ها فرمود که این دیوانه نیست، بلكه بیمار است!در واقع او دچار یک مرضی شده است ولی دیوانه حقیقی از نظر خدای متعال آن کسی است که دنیایش را به آخرتش ترجیح داده؛ بدین صورت که با تكبر و غرور بی جا راه مى رود و مردم را از بالا و با گوشه چشمش نگاه مى كند و شانه هاى خود را از سر بزرگى مى جنباند و در عین حالی که آلوده به گناه است، انتظار بهشت را از خدای متعال دارد. چنین کسی که مردم از شر او در امان نیستند و امیدی به خیرش ندارند در حقیقت دیوانه است، نه آن کسی که در اثر بیماری، مبتلا و گرفتار شده است.[1]

 

 

 

کلیدواژه ها: پیامبر. دیوانه. بیمار.

 

 

...........................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از کتاب خصال شیخ صدوق(ره)، ص ۲۹۵.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. دیوانه. بیمار.،
لینک های مرتبط :


  مقدمه

روزی اصحاب و یاران پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله با یکدیگر در حضور آن حضرت اجتماع کرده بودند که در این هنگام آن حضرت نکته ای را درباره دعا به آن ها گوشزد کرد که نشان می دهد دعا دارای جایگاه ویژه ای است؛ چرا که از آن به عنوان اسلحه ای برای نجات از دشمن و گشایش در رزق و روزی یاد کردند؛ بدین گونه که اصحاب را دعوت کردند به اینکه همواره در طول شب و روز پروردگارشان را بخوانند و از او یاری بجویند و دست به دعا بردارند. همچنان که در حدیثی آمده:

"فإن سلاح المؤمن الدعا".

"به درستی که دعا، سلاح مؤمن است".[1]

 

 

کلیدواژه ها: پیامبر. اصحاب. دعا.

 

 

.................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب ان الدعا،سلاح المؤمن، حدیث ۳، ص ۴۶۸، ج ۲.

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. اصحاب. دعا.،
لینک های مرتبط :


مقدمه

در زمانه امام صادق علیه السلام، بحث و مناظره راجع به امامت مسلمین و اینکه چه کسی شایستگی رهبری جامعه اسلامی را دارد به اوج خود رسیده بود. در همین ایام بود که عبدالاعلی به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شد و از آن حضرت درخواست کرد که روشی را به او یاد بدهد که بدین وسیله به احتجاج علیه غاصبان منصب امامت بپردازد.  امام علیه السلام چند روش یا ویژگی برای امام برحق بیان کرد که با تمسک به آن میتوان امام حق را از باطل تشخیص داد:

یکی اینکه از حاکم راجع به مسائل حلال و حرام شرعی سؤال کنیم که اگر از پاسخ صحیح به آن عاجز بود، همین دلیل رد کردن او خواهد بود.

دیگر اینکه امام بر حق و رهبر شایسته بایستی دارای چند ویژگی و نشانه باشد که با دارا بودن آن‌ها می‌توان امام حق را از امام جور تشخیص داد:

1. از نظر خویشاوندی و کمالات ظاهری و باطنی بایستی از دیگران نزدیکتر به امام سابق و سزاوارتر به این منصب باشد.

۲. سلاح پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) بایستی در پیش او ‌باشد.

۳. در بین مردم مشهور باشد که امام سابق در مورد او وصیت  به امامت کرده؛ طوری که اگر از مردم شهر بپرسند که امام پیشین بر چه کسی وصیت کرده، آنها در پاسخ بگویند که مثلاً به فلان کس پسر فلان کس وصیت کرده است.[1]

 


 

کلیدواژهها: امام. حق. باطل.

 

 

-----------------------------------------

پینوشتها:

1. برگرفته از: اصول کافی، باب الامور التی یوجب حجة الإمام (علیه السلام)، حدیث ۲، ص ۲۸۴، ج ۱.

 

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام. حق. باطل.،
لینک های مرتبط :

نحوه ملاقات با مردم در سیره پیامبر صلی الله علیه وآله


مقدمه

روزی مردى به سمت منزل پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله رفت و درخوست ملاقات با آن حضرت را نمود، اما  پیامبر صلى الله علیه و آله پیش از آنکه به حضور آن شخص برود مدتی را اختصاص داد به مرتب کردن وضع ظاهری خود؛ به گونه ای که جلوی آینه یا ظرف بزرگى از آب داخل اتاق ایستاد و سر و صورت خود را مرتب كرد. در همین حال یکی از همسران آن حضرت، از این کار رسول خدا متعب شد و علت را جویا شد که چه دلیلی دارد که شما برای رفتن به بیرون از منزل، مقید هستید که قبلش خودتام را بیارایید؟

اما حضرت در پاسخ او فرمود که خدا این کار را دوست دارد که وقتی مسلمانى براى دیدار برادرش مى رود، خود را به بهترین چهره مرتب کند و با روی آراسته به نزد او برود.

این ها نشان از این دارد که وقتی پیامبر گرامی اسلام با آن همه عظمتش به این مسائل جزئی اهمیت می داده، پس دیگر ما که قابل قیاس با آن حضرت نیستیم بایستی در عمل و رفتار هم سعی کنیم از آن حضرت الگو بگیریم و جوری رفتار نکنیم که باعث شویم دیدگاه دیگران نسبت به آداب اخلاقی اسلام و مسلمین خدشه دار شود.[1]

 

 


کلیدواژه ها: 


 

................................................

پی نوشت ها:

1. برگرفته از: بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۶ تا ۲۴۶.





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : پیامبر. ملاقات. اخلاق. آراستگی.،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :