سبک زندگی اسلامی
«توحید. عدل. معاد. نبوت. امامت و ولایت.»_«جهاد. شهادت. نماز. روزه. خمس. زکات. حج».
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : عمار
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان دربارۀ این وبلاگچیست؟






سه شنبه 18 دی 1397 :: نویسنده : عمار


بعضی مواقع شاید برای خودمان یا اطرافیانمان پیش میاد که مجبور می‌شویم در داخل جمع یا جلسه‌ای یا دورهمی دوستانه‌ای شاهد برخی صحبت‌های در گوشی و یواشکی و با صدای آرام باشیم و شاید خدای نکرده گاهی هم خودمان گرفتار این عمل بشیم که حداقل اثر این کار این می‌توان باشد که ممکن است موجبات ناراحتی برخی از افراد داخل جمع را فراهم کند و خیال کنند که راجع به آن ها داریم حرفی ناشایست می‌زنیم و یا آن‌ها را نامحرم تلقّی کرده‌ایم و اسراری بینمان نهفته است که نباید دیگری از آن مطلّع شود.

همچنان که این موضوعات و مباحث مورد توجه اهل بیت (علیهم السلام) بوده و تأکید ویژ‌ای روی حفظ و رعایت اینگونه حریم‌ها داشته‌اند تا باعث آزردگی خاطر کسی نشویم و بین صفوف مؤمنین خللی وارد نشود.

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا كَانَ الْقَوْمُ ثَلَاثَةً فَلَا یَتَنَاجَى مِنْهُمُ اثْنَانِ دُونَ صَاحِبِهِمَا فَإِنَّ فِی ذَلِكَ مَا یَحْزُنُهُ وَ یُؤْذِیهِ.

هرگاه گروهی سه نفره باهم بودند، دو نفر آنها درگوشی صحبت نکنند که این کار موجب اندوه و آزار نفر سوم می‌شود.

 

 کلیدواژه‌ها: امام صادق (ع). صحبت در گوشی. حریم. اسرار.

 

--------------------------

پی‌نوشت‌‌ها:

1- کافی، ج۲، ص660.

 





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : امام صادق (ع).، صحبت در گوشی.، حریم.، سرار.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 دی 1397 :: نویسنده : عمار


پرسش

یکی از مسائل مبتلی به مهم و اساسی برای جوانان مؤمن و متعهّد این است که زمانی که به سن تکلیف میرسند از میان مراجع عظام تقلید بایستی چگونه و کدامیک از مجتهدین جامع الشرایط را برای مرجعیت برگزینند و به عبارت دیگر آیا با پیشنهاد پدر یا مادر یا بستگان و آشنایان می‌توان انتخاب کرد به گونه‌ای که خودمون مستقیماً تحقیق نکنیم و مثلاً بر مرجع تقلیدی که آن‌ها در اوایل جوانی معرّفی کرده‌اند بعداً هم باقی بمانیم؟

 

پاسخ

باید برایمان مسجّل شود که مرجعی که از آن تقلید می‌کنیم اعلم باشد؛ چرا که تنها تقلید از مچتهد اعلم صحیح است. برای تشخیص مجتهد اعلم نیز چند راه در رساله‌های عملیۀ خود مراجع بزرگوار بیان شده است. عمدۀ این راه‌ها اطمینان خود مکلّف؛ به گونه‌ای که خود شخص جزء اهل علم باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد یا شهادت دو عالِم عادل به شرطی که دو عالِم عادلِ دیگر بر خلاف آن‌دو شهادت ندهند و یا اینکه عدّه ای از اهل علم که می توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفتۀ آنان اطمینان حاصل می‌شود مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند راه تشخیص مجتهد اعلم است. بنابراین با توجه در فرض سؤال با توجه به اینکه از دو نفر عادل آگاه سؤال نکرده باید از دو نفر اهل خبره سؤال کند و چنانچه ایشان رهبری را به عنوان مرجع اعلم معرفی کردند می‌تواند از ایشان تقلید کند.

برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

- http://portal.anhar.ir/node/1483#gsc.tab=0

- آیت الله خامنهاى، أجوبة الاستفتاءات، سؤال ۲۵. توضیح المسائل مراجع، مسئلۀ ۳. توضیح 
المسائل آیت الله نورى، مسئلۀ ۳. توضیح المسائل آیت الله وحید، مسئلۀ ۳.

- توضیح المسائل مراجع، مسئلۀ ۳و۴. توضیح المسائل آیت الله وحید، مسئلۀ ۳ و ۴. توضیح 
المسائل آیت الله نورى، مسئلۀ ۳ و ۴

- تعلیقات على العروة آیت الله سیستانى، مسئلۀ ۱۳ و ۲۰ و ۲۱. توضیح المسائل آیت الله تبریزى، مسئلۀ ۳ و ۴.

- توضیح المسائل ده مرجع، م 3؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س 25.

- بهجت، توضیح المسائل ده مرجع، م 3.

- موسوعه الامام الخوئی ج. ۱ /۱۷۴.

 

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. تقلید. مجتهد اعلم.

 

 





نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، تقلید.، مجتهد اعلم.،
لینک های مرتبط :
جمعه 14 دی 1397 :: نویسنده : عمار
پرسش
اگر انسان بداند که حقی از کسی به گردنش هست ولی صاحبش را نشناسد یا به او دسترسی نداشته باشد با شرایطی باید از جانب او جبران کند و به اندازۀ مال یا بدهی‌ای که به او دارد به فقیر پولی بدهد تا آن را جبران کند و خود را بریء الذمه نماید که به اصطلاح به آن ردّ مظالم می‌گویند. سؤالی که برای یکی از مقلّدین مراجع عظام تقلید در این باره به وجود آمده این است که آیا اساساً ردّ مظالم را میتونیم خودمون به فقیر بدیم یا اینکه باید با اجازه مرجع تقلیدمون باشه و یا اینکه حتماً باید به دفتر مرجع تقلید یا نماینده و وکیل او تحویل بدهیم تا در محلِّ مورد نیاز صرف نماید؟

پاسخ
كلمه مظالم جمع كلمه مظلمه است، این کلمه از ماده ظلم گرفته شده و از نظر اصطلاح فقهی به اموال و بدهی هایی گفته می شود که انسان از روی ظلم و بی عدالتی از بندگان خدا گرفته و نپرداخته است.
ردّ مظالم را طبق نظر برخی از مراجع می‌توان به فقیر داد و طبق نظر برخی دیگر از مراجع عظام تقلید باید بنا بر احتیاط با اجازۀ مرجع تقلید باشد.

کلیدواژه‌ها: استفتائات. رد ّمظالم. مرچع تقلید. اذن.

برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
http://www.andisheqom.com/fa/Question/View/5455/

سایت رهروان ولایت

سایت پاسخگو

سایت پرسمان


               




نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : استفتائات.، رد ّمظالم، مرچع تقلید.، اذن.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 دی 1397 :: نویسنده : عمار

پرسش
یکس از واجباتی که در منابع اسلامی بر روی آن تأکید فراوانی شده، دادن خمس اموال است که هر مسلمانی با رعایت احکامی می‌بایست سال خمسی برای خودش تعیین نماید و یک پنجم از منفعت کسب خود را به دفتر مرجع تقلید خودش یا نماینده‌اش در شهرهای مختلف تحویل بدهد تا آن را در موارد مشخص شده د رقرآن و روایات به مصرف مستحقین و نیازمندان و کارهای عام المنفعه و سایر موارد استفادۀ آن برساند.
حال یکی از سؤالاتی که برای یکی از مقلّدین مراجع بزرکوار تقلید پیش آمده این است که آیا میتونیم مقداری از خمسم را خودمون به فقیر بدیم؟ یا اینکه حتماً باید به دفتر مرجع تقلیدمون تجویل بدیم؟

پاسخ
مصرف خمس و دادن آن به فقیر بدون اجازۀ نمایندۀ مرجع تقلید جایز نیست.
به طور کلی خمس را باید دو قسمت کرد: یک قسمت آن سهم مبارک امام علیه السلام است و نیم دیگر سهم سادات. سهم سادات را باید بنابراحتیاط واجب به مجتهد داد، یا با اجازه مجتهدی که از او تقلید می کند به سادات فقیر یا یتیم نیازمند، یا ساداتى که در سفر وامانده اند و نیازمند هستند، بدهد (هرچند در محلّ خود فقیر نباشند) ولى سهم امام علیه السلام را در زمان ما باید به مجتهد عادل که از او تقلید می کند یا نماینده ی او تحویل داد، تا در مصارفى که مورد رضاى امام علیه السلام است از مصالح مسلمین مخصوصاً اداره ی حوزه هاى علمیّه و مانند آن مصرف کند.(1)


برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

[1]توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834.

[2]خامنه ای، اجوبة المسائل، س 1004 و 1002.

[3]. توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834؛ نوری، توضیح المسائل، م 1830؛ وحید، توضیح المسائل، م 1843.

[4]. توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834.



کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. خمس. اجازۀ مرجع تقلید. موارد مصرف. نحوۀ تحویل.





نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، خمس.، اجازۀ مرجع تقلید.، موارد مصرف، نحوۀ تحویل.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 دی 1397 :: نویسنده : عمار

ما بایستی همواره تلاش کنیم تا عقاید خود را خالص و اصلاح و هدایت کنیم و صرف یک اعتقاد معمولی به وجود هستی بخش که زنگار شرک و تثلیث و شناخت ناقص به خودش گرفته نمی‌تواند ما را به حقیقت هستی آفرین وصل کند؛ چرا که ما را به بیراهه خواهد برد و تأثیر منفی خودش را در اعمال و رفتار ما خواهد گذاشت. از این رو لازم است هر انسانی به نوبۀ خود در پی شناخت صحیح از منشأ و مبدأ هستی خودش و جهان باشد.
با توضیحات فوق روشن می‌شود که پس از اثبات اصل وجود خداوند متعال، نوبت به اثبات ویژگی‌های حقیقی و مورد قبول و هدایت بخش او می‌رسد که با تحقیق و تفکر، به توحید و یگانگی خداوند متعال در ذات و صفات و سایر مراتب توحید می‌رسیم.
در این نوشتار به طور مفید و مختصر به بحث توحید در ذات می‌پردازیم و برای مطالعه بیشتر دربارۀ سایر مراتب توحید به منابعی که در انتها بیان می‌شود می‌توانید مراجعه کنید.
اگر بخواهیم توحید در ذات را معنا کنیم به طور ساده و روان می‌توان گفت که اولاً ذات الهی یکتاست و مانندی ندارد؛ یعنی خداوند واحد و بی همتا است و شریکی ندارد. ثانیاً ذات الهی بسیط و فاقد جزء است و ترکیبی اعم از ترکیب عقلی، و خارجی ندارد که صفت احدیت را برای خداوند متعال اثبات می‌کند. همچنان که در سورۀ توحید به هر دو اشاره شده است: * قل هو الله أحد....ولم یکن له کفوا أحد* (توحید/ آیۀ 1 و 4)
توضیح اینکه اگر خداوند شریکی داشت لازمه‌اش این بود که در یک سری امور با او مشترک و در یک سری امور دیگر، از او متمایز باشد تا دوئیت صدق کند. یعنی ذات خدا مرکّب از امور مشترک و مفترق می‌شود که نتیجۀ آن نیازمندی خداوند به یار و یاور و شریک و شراکت می‌شود. ولی چون خداوند بی‌نیاز و غنی بالذات است در ساحت قدسی او نیاز راه ندارد و یکتاست و مانندی ندارد. همچنان که اگر شریکی داشت ممکن بود در ادارۀ امور مخلوقات با یکدیگر اختلاف پیدا کنند و هر کدام طبق میل خودش عالَم را مدیریت کند و خورشید و ماه و ستاره و گردش روزگار نظم خود را از دست می‌داد. 
 علاوه بر اینکه چون خدا ماهیت ندارد و وجودِ محض و صِرف است و وجود او تمام هستی را فرا گرفته، از این رو تعدّد بردار نیست و دوگانگی را بر نمی‌تابد؛ زیرا وجود خدای دیگر به معنای این است که خدای اول، وجودش محدود به خودش است و خدای دوم نیز محدود به حد و اندازۀ خودش است و در نتیجه هر دو محدود به وجود خودشان هستند و احاطه به وجود خدای دیگر ندارند و قلمروی وجودی هر کدام از خدایان شامل وجود خدای دیگر نمی‌شود. بنابراین هر دوئیت و تعّددی، مساوی با محدودیت و نقص و عدم احاطه و نیاز به شریک و اجزاء و مانند اینهاست و موجودِ محدود، مقهور قیودی است که بر او حاکم است. اما خداوندی که شایستۀ خدایی و پرستش است باید خدایی باشد که از همه جهت قاهر است و هیچ حدّی بر او حاکم نباشد؛ زیرا موجود قاهر و نیازمند، شایستگی پرستش و خدایی و فرمانروایی کل عالَم هستی را ندارد و از همین رو است که امیر المؤمنین امام علی (علیه السلام) وحدت عددی و مفهومی را در خداوند نفی کرده است.(1)

کلیدواژه‌ها: خداوند. مراتب توحید. احدیت. وحدانیت. شرک. نیاز.

---------------------------
پی نوشت‌ها:
1- توحید صدوق، باب ۳، حدیث ۳.
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
محمد تقی مصباح . آموزش فلسفه ، ج 2 ، درس 36           
محمد تقی مصباح ، آموزش فلسفه ، ج 2، درسهای 62 و 63 .




نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : خداوند.، مراتب توحید، احدیت، وحدانیت، شرک.، نیاز.،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 دی 1397 :: نویسنده : عمار


یکی از مراتب توحید، توحید در صفات است. در این نوشتار قصد داریم به زبان ساده توحید در صفات را تبیین کنیم و بگوییم به چه معناست و دلیل اعتقاد به این مرتبه از توحید را بیان کنیم تا راه حق برای جویندگان حقیقت بیش از پیش روشن شود.
توضیح اینکه صفات خداوند عین ذات خداوند است و چیزی جدای از وجود خداوند متعال نیست و همچنین تمامی صفات خداوند عین یکدیگر هستند و علم خدا عین قدرت او و قدرت او عین علم و کرامت و قیّومیت و... است و تنها در مفهوم و معنا با یکدیگر متفاوتند ولی در خارج یک خدا و یک مصداق بیشتر وجود ندارد.
در مکتب اهل بیت پیامبر (علیهم الصلاة و السلام) که پیرو اصول عقلی منطقی هستند، صفات الهی عین ذات او دانسته شده است. چنانکه حکیمان و متکّلمان شیعه نیز بدان تأکید دارند؛ زیرا اگر صفات الهی جدا و زائد بر ذات او باشند مستلزم این است که خداوند در آفرینش اشیاء و همچنین در علم به آن‌ها نیازمندِ امور خارج از ذات خود باشد و به صفاتی که در خارج از ذاتش است متوسل شود تا علم به چیزی پیدا کند و قدرت بر انجام کاری داشته باشد و ... . یعنی این طور نیست که خداوند چیزی را بداند ولی به وسیلۀ علمی خارج از ذات خود و چیزی بیافریند ولی به وسیلۀ قدرتی خارج از حقیقت ذات خود.
بنابراین اینکه می‌گوییم خدا، هم هست هم علم دارد هم قدرت دارد و ... این کثرت‌ها در عالَم مفاهیم و معانی است ولی در عالَم واقعیت و مصداق و وجود خارجی، یک خدا بیشتر نیست و همان خدایی که هست در عین حال عالِم هم هست قادر هم هست و... . علاوه بر اینکه خدای متعال در همۀ صفات نیک و کمالات یکتاست و مستجمع جمیع صفات است، اکمل صفات کمال و نیکی‌ها را نیز خود داراست. (1)

کلیدواژه‌ها: مکتب اسلام. خداوند. توحید صفاتی. عقل منطقی.

--------------------------
پی‌نوشت‌ها:
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
  1.  سوره صافات(37)، آیه 180.
  2. پرش به بالا التوحید، شیخ صدوق، ص 139.
  3. پرش به بالا نهج البلاغه، خطبه 152.
  4. پرش به بالا نهج البلاغه، خطبه 1.
  5. پرش به بالا التوحید، ص 140.
  6. پرش به بالا التوحید، ص 140.
  7. علی بن ابی طالب(ع)، امام اول، نهج البلاغه، مترجم سید جعفر شهیدی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴
  8. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، پاییز ۷۴
  9. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، ۱۳۷۸.




نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : مکتب اسلام، خداوند.، توحید صفاتی، عقل منطقی.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 دی 1397 :: نویسنده : عمار


یکی از راه‌های پی بردن به حقانیت یک عقیده یا بطلان آن، این است که آن دو را از جهت مبنا و لوازم صحیح و غلطی که به دنبال دارند مورد مقایسۀ منطقی قرار دهیم.
با تأمّل و تفکر دو معنا می‌توان برای تثلیث و سه خدایی مسیحیان ادعا کرد که هر دو معنا با اصول اعتقادی صحیح اسلامی و با عقل منطقی منافات دارد؛ چرا که بر اساس عقل منطقی، اعتقاد به سه خدایی (اَب (پدر)، اِبن (پسر)، روح القدس)، از دو حال خارج نیست:
یا هر یک از خدایان سه گانۀ مورد اعتقاد مسیحیان، وجودی مستقل از آن دوتای بقیه داشته باشد که این با دلایل وحدانیت خداوند رد می‌شود؛ زیرا همچنان که در جای خودش اثبات شده، چند خدایی به معنای محدودیت و نداشتن وجود آن دو خدای دیگر است. بر این اساس، دو خدایی هم اشکال بهش وارد است تا چه برسد به سه خدایی و چند خدایی.
و یا اینکه همه این سه خدا، در یک موجود جمع شوند و خدا مرکّب از خدایان سه گانه باشد و مجموع این‌ها با همدیگر یک خدا را تشکیل بدهند که با دلایل بسیط و صرف الوجود بودن خداوند در تنافی است؛ زیرا به معنای نیاز داشتن خداوند به اجزایی است که از آن ترکیب یافته و تشکیل شده.


کلیدواژه‌ها: توحید. تثلیث. مبانی اعتقادی. عقل منطقی.

برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

عبدالرحیم سلیمانی اردستانی- درآمدی بر الاهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت- قم- موسسه فرهنگی طه- بهار 1382- صفحه 119-144

محمد محمدرضایی- مقاله الاهیات تطبیقی بین اسلام و مسیحیت (توحید و تثلیث)- مجله قبسات- شماره 43

اتین ژیلسون- مبانی فلسفه مسیحیت- ترجمه محمد محمدرضایی و سیدمحمود موسوی- قم- انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم- چ اول- زمستان 1375

توماس میشل- کلام مسیحی- ترجمه حسین توفیقی- قم- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- چاپ اول 1377

جوان أ.گریدی- مسیحیت و بدعت ها- ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی- قم- موسسه فرهنگی طه- چ اول 1377

ارل کرنز- سرگذشت مسیحیت در طول تاریخ- ترجمه آرمان رشدی- آموزشگاه کتاب مقدس- 1994

جان بی ناس- تارخ جامع ادیان- ترجمه علی اصغر حکمت- تهران- انتشارات آموزش انقلاب اسلامی- چ پنجم- 1372

پل ادواردز- براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب- ترجمه شهید علیرضا جمالى نسب و محمد محمدرضایى- انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم

ولفسن هری اوسترین- فلسفه علم کلام- ترجمه احمد آرام- تهران- انتشارات الهدی- چ اول 1368

سید محمدحسین طباطبایی- تفسیر المیزان- جلد 9- ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی- چاپ دوم- قم- دفتر انتشارات اسلامی- ۱۳۶۳

کدارنات تیواری- دین شناسی تطبیقی- ترجمه مرضیه (لوئیز) شنکایی- تهران- انتشارات سمت

تونی لین- تاریخ تفکر مسیحی- ترجمه روبرت آسریان- تهران- انتشارات نشر و پژوهش فرزان روز- 1380

مرضیه لوئیز شنکایی- بررسی تطبیقی اسمای الاهی- تهران- انتشارات سروش- 1381

حسین توفیقی- آشنایی با ادیان بزرگ- تهران- انتشارات سمت- 1385





نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : توحید.، تثلیث.، مبانی اعتقادی.، عقل منطقی.،
لینک های مرتبط :
نتیجه تصویری برای مومن الطاق
آیا مؤمن طاق را میشناسید؟

نام اصلی او محمّد بن علی بن نعمان بن أبی طریفة بجلی کوفی است. او شخصیتی علمی و حدیث دان است که در علم کلام و فقه نیز دارای تبهر است و دستی در شعر دارد؛ به گونه ای که میتوان وی را محدث، متکلم، فقیه و شاعر دانست. بسیار حاضر جواب بود تا آنجا که محاجه اش با مذاهب انحرافی چون خوارج مانند ضحّاک و برخی فرق اهل تسنّن مشهور است.
یکی از برکات عمر شریف او این بوده که توفیق داشته زندگانی چند امام معصوم را درک کند و از صحابه امام زین‌العابدین و امام محمدباقر و از جمله برجسته‌ترین شاگردان امام جعفرصادق در اواسط قرن دوم ه.ق به شمار می‌رود.
شغل و پیشه ای که از طریق آن کسب روزی میکرد صرافی بود و در بازار کوفه در محلّی موسوم به طاق المحامل دكانى داشت و اشتغال به کار داشت و سکه‎‌های تقلّبی را شناسایی میکرد و از آنجایی که انتساب وی نیز به همان جا بوده ‌است از این رو، به «مؤمن الطاق » شهرت داشت  و با این اسم شناخته می‌شد.
مخالفان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در برابر بحث‌ها و استدلال‌های قاطع و محکم او کم آورده بودند و برای تضعیف او، تلاش میکردند او را شیطان الطاق لقب بدهند ولی دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) برای خنثی کردن توطئه دشمنان خدا و قرآن، او را مومن الطاق میخواندند و به همین نام مشهور شد.

از جمله فضائل و فعالیت های گرانقدر این شخصیت علمی میتوان به ماجرای مناظره مشهور او با جناب ابوحنیفه اشاره کرد که برای به چالش کشیدن او بحث رجعت را به میان کشید و گفت ما که رجعت و بازگشت دوباره برخی انسان ها را پس از مرگ به دنیا بعد از ظهور امام زمان را قبول نداریم. شما که ادعا میکند رجعتی در کار است و به رجعت اعتقاد داری پس مبلغی به میزان پانصد اشرفی به من قرض بده تا بعد از رجعت که به دنیا بازگشتم به تو پس بدهم.
جناب مؤمن الطاق از باب جدال احسن، پاسخ درخوری به او داد و گفت: برای من ضامنی بیاور که چون به دنیا بر می گردی به صورت انسان برگردی تا من پول به تو قرض بدهم، زیرا می‌ترسم به صورت غیر انسان برگردی و دیگر من نتوانم از تو پولم را پس بگیرم.

کلیدواژه ها: مناظره. رجعت. مومن الطاق. خوارج. ضحّاک.

برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
  1. پرش به بالا
     داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی.
  2. مجالس المؤمنین، 1/354 و الاحتجاج، 2/313، 314، با مختصر تفاوت.
  3.  سوره مریم(19)، آیه 83.
  4.  مجالس المؤمنین، 1/354.
  5. پرش به بالا
     رجال كشى، 2/426، مجالس المؤمنین، 1/357.
  6. حاج شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، قسمت دوم، باب نهم: در تاریخ حضرت صادق علیه السلام
.





نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، 
برچسب ها : مناظره، رجعت.، مومن الطاق.، خوارج.، ضحّاک.،
لینک های مرتبط :
نتیجه تصویری برای همانا نزد خداوند مقام و منزلتی است که جز با دعا و درخواست به دست نمی‌آید.
دعا یکی از مهمترین کارهایی است که بایستی در کنار فعالیت‌های علمی و تفریحی و کاری خود داشته باشیم و تنها به عنوان یک ابزار و وسیلۀ دستیابی به خواسته‌ها و نیازهایمان به آن نگاه نکنیم، بلکه دعا در واقع برقراری ارتباط درونی مخلوق با خالق هستی بخش است. بنابراین هیچگاه نباید از دعا کردن ناامید یا خسته بشویم و حتی اگر دعایمان مستجاب نشد باز هم باید سیم اتصال به منبع هستی بخش که همه چیزمان از اوست وصل کنیم و اگر دعا در دنیا هم مستجاب نشود ولی برای آن ثوابی نوشته می‌شود که در آخرت جبران مافات دنیا را می‌کند.
خداوند حودش فرموده بخوانید مرا تا اجابت کنم. همین که دعا و عبادت با خلوص نیت و شرایط لازم انجام می شود، در همان لحظه به اجابت می رسد و اثر معنوی خود را بر روح و جان انسان می گذارد. همچنان که امام صادق (علیه السلام) در این باره فرموده است: دعا کن و مگو کار از کار گذشته (و فایده‌ای ندارد. همانا نزد خداوند مقام و منزلتی است که جز با دعا و درخواست به دست نمی‌آید.

کلیدواژه‌ها: امام صادق (ع). دعا. منزلت. استجابت.


--------------------------
پی‌نوشت‌ها:
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
1- کافی، ج 2، ص 466.
میزان الحکمه، ج4، ص 1646.
تفسیر سورۀ غافر، آیۀ 60.




نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : امام صادق (ع).، دعا.، منزلت.، ستجابت.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 دی 1397 :: نویسنده : عمار
پرسش
یکی از دوستان شنیده که اگر در وضو سه مرتبه عضو را بشوییم حرام است و گاهی موجب بطلان وضو هم می‌شود و به همین خاطر در صحّت برخی از وضوهایش دچار تردید شده و برای اینکه کسب تکلیف کند تا در فردای قیامت عذری بر گردنش باقی نباشد سؤل خودش را این گونه مطرح کردن که اگه روی صورت یکبار آب بریزیم و چندبار دست بکشیم و دوباره برای بار دوم آب بریزیم و سه چهار بار دست بکشیم آیا در این صورت وضو اشکال پیدا می‌کند؟

تصویر مرتبط


پاسخ
در فرض سؤال وضو صحیح است. باید توجه داشت که ملاک در یکبار و دوبار و چندبار محسوب شدن شستن عضو در وضو، این است که عضو را به طور کامل بشوید چه با یکبار دست کشیدن و چه با چندبار دست کشیدن این امر محقق شود. بنابراین تا زمانی که شستن عضو از بالا تا پایین تمام نشده، هنوز یکبار شستن صدق نمی‌کند.()

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. استفتائات. وضو. عضو. شستن.

-------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1- توضیح المسائل 16 مرجع، مسأله 248-  استفتائات مقام معظم رهبری (دام ظلّه)





نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، استفتائات.، وضو.، عضو.، شستن.، دست کشیدن،
لینک های مرتبط :


در روایات اسلامی از دعا به عنوان سلاح مومن و ابزاری رای نجات و برآورده شدن حاجاتش یاد شده است. بعضی‌ها با صدای بلند دعا می‌کنند و بعضی‌ها ممکنه حال نداشته باشند یا دوست داشته باشند توی دلشان دعا کنند و نام یکی از معصومین (علیهم السلام) را آرام صدا بزنند و طلب استغاثه و فریادرسی کنند.
باید بدانیم که اولیای الهی زنده و مردۀشان با یکدیگر فرقی ندارد و آدم ابا دارد نام مرده بر روی آن‌ها بگذارد؛ چرا که آن‌ها از ما زنده‌تر هستند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند و بلکه همین مردگان معمولی و غیرمعصوم گاهی از ما زنده‌ها هم شنواتر هستند؛ چرا که با مرگ، انسان از زندگی مادّی خارج می‌شود و سعِ وجودی پیدا می‌کنند و از آنجایی که قدرت روح از جسم بیشتر است، محدودیت زمانی و مکانی او که محدود در قالب جسم بود از میان می‌رود.
بنابراین امامان معصوم (علیهم السلام) به پیدا و پنهان ما آگاهند و ناله‌های آرام و با صدای خفتۀ ما را می‌شنوند. پس خیال نکنیم که حتماً باید دعا را با صدای بلند بخوانیم و از همین جا بطلان توهّم برخی فرقه‌ها که فکر می‌کنند دعا و طلب حاجت از مرده بی معنا است روشن می‌شود.(1)


کلیدواژه‌ها: امامان معصوم (ع). مومن. دعا. سعۀ وجودی.

---------------------
پی نوشت ها:
- برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه کنید:
 - کهف (18) آیه 28. 
 - یونس (10) آیه 12. 
 - اصول کافى، ج 4، ص 219. 
 - بحارالانوار، ج 93، ص 381. 
 - بحارالانوار ج 93، ص 305. 
 - عدة الداعى، ص 97. 
 - مکارم الاخلاق، ص 315. 
 - غررالحکم، ترجمه محمد على انصارى، ج 1، ص 32. 
 - مؤمن (40) آیه 60. 
 - بحارالانوار، ج 93، ص 376 و 377. 
 - غسل و نماز توبه به کیفیتى که ذکر شد. 
 - فلاح السائل، ص 38 و 39. 
- تحف العقول، ص 202. 
- مصباح یزدی، بر درگاه دوست، ص 56. 
- واقعه، آیه83؛ قیامت، آیه26؛ زمر، آیه42.
- صحیح بخاری، ج5 باب قتل ابی جهل؛ و نیز سیره نبویه، ابن هشام، ج2، ص292.
- معاد در قرآن، آیت الله جوادی آملی، ج4، صص 229 و 230




نوع مطلب :
برچسب ها : امامان معصوم (ع).، مؤمن.، دعا.، سعۀ وجودی.،
لینک های مرتبط :

جالب است بدانید ما نه تنها در برابر تکالیف الهی و واجبات و محرمات مسئولیت داریم و باید پاسخگو باشیم و به فرامین الهی عمل کنیم، بلکه بایستی به خاطر نعمت‌هایی که خداوند متعال به ما ارزانی داشته سپاسگذار او باشیم؛ چرا که موهبات و نعمات خداوند نیز برای ما مسئولیت آور است. بدین معنا که ما اجازه نداریم نعمت‌ها را به هدر بدهیم و اسراف کنیم، بلکه در برابر فرزندان آینده خود وظیفه داریم و با درست استفاده کردن از منابع خدادادی نظیر آب و هوا و طبیعت آن‌ها را از زندگی آسوده محروم نکنیم.
تصور کنید نوه‌های ما دیگر آبی برای نوشیدن نداشته باشند یا گاز را آنقدر مصرف کنیم که تمام شود و بچه‌های ما در سرما مجبور بشوند بروند از جنگل هیزم جمع کنند تا با روشن کردن آتش منزل خود را گرم نگه دارند. با این حساب اگر گناه و اسراف و هدر دادن نعمات و منابع طبیعی، گناه و شایسته عذاب هم نباشد باز هم بایستی قدردان این مواهب الهی و همه نعمت‌ها و در رأس آن‌ها سلامتی باشیم تا فرزندانمان در آینده با مشکل مواجه نشوند و به قول ضرب المثل معروف: "شکر نعمت، نعمتت افزون کند و کفر نعمت، نعمتت از کف بیرون کند".
همچنان که ما برای تایید گفتارمان کلام امیر المومنین علی (علیه السلام) را داریم که در کتاب شریف نهج البلاغه آمده است:
"وَ قَالَ [علیه السلام] لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلَى مَعْصِیَتِهِ لَكَانَ یَجِبُ أَلَّا یُعْصَى شُكْراً لِنِعَمِهِ.
اگر خدا بر گناهان وعده‌ی عذاب هم نمى‌داد، لازم بود به‌خاطر سپاس‌گزارى از نعمت‌هایش نافرمانى نشود".(1)
بنابراین انسان مومن می‌داند که به هر حال بایستی قدردان نعمت‌ها باشد و اگر خدا هم ما را به خاطر گناه و اسراف بنا نبود عذاب کند ولی وجدان و انسانیت حکم می‌کند که مراقب و سپاسگذار نعمت‌ها و منابع و مواهب الهی باشیم و از آن‌ها درست استفاده کنیم.

کلیدواژه‌ها: خداوند. نعمت. موهبت. گناه. عذاب. قدردانی. سپاسگذاری.


--------------------------
پی‌نوشت ها:
1- نهج‌البلاغه؛ حكمت 290: مسئولیت نعمت‌ها (اخلاقى، اعتقادى)
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه کنید:

تأثیر قرآن و حدیث در ادب فارسی، دکتر علی اصغر حلبی، انتشارات اساطیر، سال79، ص11.

 مفردات الفاظ القرآن، ج2، راغب اصفهانی، بهار69، ص343.

 فرهنگ معین، ج2، دکتر محمد معین، نشر بهزاد، سال87، ص1447.

تفسیر نمونه، ج10، آیت الله مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، سال89، ص328-327.

اصول کافی، ج2، مرحوم کلینی، انتشارات اسوه، سال72، ص77.

 وسائل الشیعه، ج11، شیخ حر عاملی، مکتب الاسلامیه، ص541.





نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، 
برچسب ها : خداوند.، نعمت.، موهبت.، گناه.، عذاب.، قدردانی..، سپاسگذاری.،
لینک های مرتبط :

 

 

گاهی هنگام تورّق در احادیث و روایات به احادیث نابی بر می خوریم که هم جای تفکّر بیشتر دارد و هم مسیر صحیح زندگی و راه سعادت را مشخص می‌کنند. اهمیت کسب اعتقاد و باور صحیح تا به آنجاست که در کلام رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) داشتن اعتقاد صحیح و شناخت درست خداوند و به دست آوردن علم و معرفت به توحید راه نجات و سعادت و عاقبت به خیری عنوان شده است؛ به گونه‌ای که اگر اعمال انسان هم کم باشد اما در نهایت همین اعتقاد و باور توحیدی مایۀ نجات ما خواهد شد:

«أَفضَلُ الاعمالِ العِلمُ بِاللّه  إِنَّ العِلمَ یَنفَعُكَ مَعَهُ قَلیلُ العَمَلِ وَكَثیرُهُ وَإِنَّ الجَهلَ لایَنفَعُكَ مَعَهُ قَلیلُ العَمَلِ وَلا كَثیرُهُ.»

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) : بهترین اعمال، خداشناسى است؛ چرا که با وجود علم و معرفت، عمل كم یا زیاد، تو را سود مى‌بخشد. اما با وجود نادانى (نسبت به خدا) عمل، نه اندكش تو را سود مى بخشد نه بسیارش.(1)

 

 

کلیدواژه‌ها: پیامبر اسلام (ص). علم. معرفت. نادانی. خداشناسی. عمل.

 

-----------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

1- نهج الفصاحة، ص 228.





نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، 
برچسب ها : پیامبر اسلام (ص)، علم، معرفت.، نادانی.، خداشناسی، عمل.،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 دی 1397 :: نویسنده : عمار
نتیجه تصویری برای کتاب توسل حسین رجبی

معرفی کتاب

 

 من برای کسانی که به دنبال یافتن مطالب خوبی راجع به توسل و آداب و شرایط آن هستند، کتابی با عنوان «۲۷ پرسش و پاسخ دربارۀ توسل و رابطۀ آن با توحید » را معرّفی می‌کنم که نویسندۀ آن آقای حسین رجبی تلاش کرده در قالب سؤال و جواب، توسّل را معنا کرده و به شبهات مربوط به آن پاسخ دهد.

برای اینکه بدانید اساساً چه ارتباطی میان توحید و توسّل به اولیاء الهی وجود دارد و روش توسّل صحیح و تفاوت آن با تنوسّل غلط را دریابید توصیه می‌کنم این کتاب را جتماً مطالعه نمایید. علاوه بر این در کتاب مذکور به تفاوت توسّل با شفاعت و دلایل مشروعیت توسّل به پیامبران و اولیای الهی پرداخته شده و سیرۀ اهل بیت (علیهم السلام) و پیشینه و تاریخچۀ توسّل در میان اهل تسنّن پرداخته شده و از این نظر حائز اهمیت است که می‌توان به کمک آن به شبهات مشهور میان اخل تسنّن دربارۀ موضوع توسّل پاسخ داد.

 

در این کتاب که در ۲۴۸ صفحه و در سال 1391 ه.ش به رشتۀ تحریر در آمده و از سوی انتشارات «آثار نفیس» به مرحلۀ چاپ رسیده است.

 

کلیدواژه‌ها: کتاب. اهل تسنّن. شفاعت. توسّل.





نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، مشاوره، 
برچسب ها : کتاب.، اهل تسنّن.، شفاعت.،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 دی 1397 :: نویسنده : عمار

یکی از ابزارهایی که همواره دشمنان هر نظام برای پیشبرد اهداف خودشان در پیش می‌گیرند این است که تلاش می‌کنند با ناکارآمد جلو دادن و یا حتی ناکارآمد کردن یک نظام در عمل با ایجاد فشارهای اقتصادی و تبلیغاتی و سیاسی زمینه را برای تسلط بر افکار مردم کشورها و در نهایت تسلط بر حاکمیت آن ها فراهم کنند.
در این میان آنچه از اهمیت بالایی برخوردار است وجود افراد ناراضی یا مخالف سیاست های یک حکومت در بدنه آن است که نقش پیاده نظام دشمن را ایفا می‌کنند؛ چرا که از نزدیک به شریان های اقتصادی و سیاسی یک کشور مرتبط هستند و با این حساب می توانند ضربات کاری تری بر پیکره آن نظام و مردمش وارد کنند؛ به خصوص که اگر به مافیای قدرت و ثروت هم وصل باشند و در آن نظام مسئولیتی هم داشته باشند.
بیشترین ضربه به نظام شاهنشاهی خود شاه و نزدیکان و عواملش زدند که یا فساد ایدوئولوژیک و باورهای ضعیف دینی و فساد اقتصادی موجبات نارضایتی عمومی و مدنی را سطح جامعه افزایش دادند. بنابراین در نظام مقدس جمهوری اسلامی هر چه بتوانیم عوامل منفعت طلب و بی رحم و فاسد را از بدنه نظام حذف کنیم و افراد خدوم و شریف و مردمی و درد کشیده‌ای که زندگی معمولی و در حد طبقه متوسط و پایین جامعه را دارند جایگزین کنیم می‌توانیم روز به روز به کارآمدی نظام بیفزاییم. در این صورت است که حتی اگر تمام دنیا علیه نابودی ایران بسیج شوند ولی وقتی مردم در عمل و سطح جامعه و زندگی مسئولان، ایمان و انسانیت و خدمت به مردم و عدالت و رفاه اجتماعی را ببینند در این صورت ما از قدرت لایزال مردمی بهره‌مند خواهیم بود؛ همان تکیه گاهی که امام خمینی کبیر توانست با فتح دل‌های آنان حکومت حق ولایی و شیعی را بنیان گذاری کند همان عاملی که برای بقای نظام هم ضروری است. پس هر چه می‌توانیم مردم دار و مردمی و خدوم مردم مسلمان باشیم.
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
https://www.mehrnews.com/news/4225139/
 صحیفه امام، ج 18، ص 27، 80 و 308؛ همچنین صحیفة امام، ج 19، ص 35، 257، 302 و 365، و نیز وصیت نامة حضرت امام (ره). 
آقا بخشی، علی،  فرهنگ علوم سیاسی، تهران، انتشارات چاپار، 1379، ص 446. 
رفیع پور، فرامرز، توسعه و تضاد، ص 159 ـ 223.
فصلنامه سیاست، مقاله 2، دوره 44، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 4.

کلیدواژه‌ها: نظام. کارآمدی. دشمن. ابزار. پیاده نظام.




نوع مطلب : اجتماعی، معارف اسلامی، 
برچسب ها : نظام.، کارآمدی، دشمن.، ابزار.، یاده نظام.،
لینک های مرتبط :

نتیجه تصویری برای مقایسه انقلاب ایران و حکومت نبوی

اینکه آیا اساسا امکان مقایسه میان انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نبوی وجود دارد یا نه خودش بحثی مفصل می‌طلبد؛ چرا که موقعیت رسول گرامی ‌اسلام و جایگاه مقام ربوبی و دریافت مستقیم وحی از جانب پروردگار متعال و شرایط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مردم عرب و عجم در آن زمان قطعاً با زمان فعلی تفاوت های بنیادین دارد.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در زمانی ظهور کرد که قالب مردم غرق در جاهلیت و اشرافیت و بت پرستی بودند و ابتدا برنامۀ ویژه و تبلیغی خاصی را برای هدایت مردم به راه راست و عقاید حقۀ الهی در پیش گرفتند تا بعد از رسوخ ایمان و باور توحیدی در قلب های مردم، زمینه برای انقلابی بیرونی و تشکلیل و پایه گذاری اساس حکومت عدل الهی - اسلامی فراهم شد. اما در مورد انقلاب اسلامی ایران آنچه به ذهن حقیر می‌رسد این است که بر اساس مشاهدات تاریخی شالوده و بنیان اعتقادی اسلامی ‌در قلب‌ها و جان مردم سالیان درازی وجود داشت و کشف حجاب‌های رضاخانی هم نتوانست مردم ایران را به جاهلیت برگرداند و دست از عقاید حقۀ اسلامی‌ بردارند و حتی برای حفظ عفاف و حجاب حود از رفتن به مدارس حکومت شاهنشاهی امتناع می‌ورزیدند. سال‌ها دغدغه حکومتی اسلامی‌ و مردمی ‌و تربیت نسلی انسانی و ایمانی در باورها و عقاید مردم وجود داشت ولی فقدان رهبری واحد و مجاهد و اسلام شناس که مورد قبول همه باشد و نفوذ شیاطین بیگانه بر عناصر سست عنصر خوشگذران و ضعیف نگه داشتن مردم از نظر سواد و علم مانع شکوفایی و عملی کردن راه پیامبران و امامان و حاکمیت معارف الهی و عدالت اجتماعی می‌شد.

برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراحعه نمایید:

·          قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بخش وظایف و اختیارات رهبری.

·          نهج البلاغه، خطبه 27.

·          نهج البلاغه، خطبه سوم.

·          انفال/62.

·          مصباح یزدی، محمد تقی، پرسشها و پاسخ‌ها، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، نقش مردم در حکومت اسلامی، چاپ دوم، 1377.

·          یونس/32.

·          آل عمران/85.

·          واعظی، احمد، حکومت اسلامی (درسنامه اندیشه سیاسی اسلام)، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 81، ص 242.

 

کلیدواژه‌ها: انقلاب نبوی. انقلاب ایران. ایمان. جاهلیت.





نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، 
برچسب ها : انقلاب نبوی.، انقلاب ایران، ایمان.، جاهلیت.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 آذر 1397 :: نویسنده : عمار

 

نماز مستحبی با رکوع و سجده ناقص

 

بعضی‌ها تصور می‌کنند نماز مستحبی را هر جور که بخواهند می‌توانند بخوانند و به همین خاطر موقع به جا آوردن آن، رکوع و سجده را ناقص و خیلی سریع انجام می‌دهند و خیال می‌کنند که پذیرفته و صحیح است اما باید گفت که درست است که نماز مستحبی را می‌توان در حالت نشسته و یا موقع راه رفتن و روی کجاوه و اسب و استر به جا آورد ولی آنقدر هم بی‌ضابطه نیست که بخواهیم در حال استقرار داشتن و عدم حرکت، رکوع و سجودش را ناقص انجام دهیم بلکه اگر در حالت سرپا یا نشسته روی زمین داریم وایستادیم می‌خوانیم بایستی شرایط یک نماز کامل را دارا باشد و فقط در حالت راه رفتن و حرکت بر روی چهارپایان و ماشین و قطار و هواپیما است که می‌توانیم با ایما و اشاره نماز مستحبی را به جا آوریم.

برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

- سایت هدانا برگرفته از استفتائات مراجع عظام تقلید (دامت برکاتهم).

- http://portal.anhar.ir/node/23063/?ref=sbttl#gsc.tab=0

کلیدواژه‌ها: نماز مستحبی. شرایط. حالت استقرار. حالت حرکت.

 





نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : نماز مستحبی.، شرایط.، حالت استقرار.، حالت حرکت.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 آذر 1397 :: نویسنده : عمار

 

پرسش

حتما شنیده‌اید که بر اساس نظر فقهی مراجع عظام تقلید، قسمت‌هایی از بدن که جزء باطن بدن محسوب می شوند طاهر هستند و اگر هم به طریقی نجس بشوند پس از برطرف شدن عین نجاست، پاک می شوند و نیازی به آب کشیدن ندارند.

خون تا وقتی که درون رگ‌ها و داخل بدن است پاک و در اصطلاح فقهی طاهر است ولی زمانی که به دلیل خراشیدگی یا زخمی شدن پوست یا به هر دلیل دیگری از بدن انسان خارج شود نجس می‌شود و به هر کجا که برسد آن را هم نجس می‌کند. خون کمی که گاهی از دندان ممکن است خارج شود اگر مقدار آن به قدری کم باشد که با آب دهان مستهلک شود و از برود پاک می شود و نیازی به آب کشیدن و تطهیر ندارد.

حال سؤال اینجا پیش می‌آید که آیا این حکم در مورد بقیه اعضا هم جاری و ساری است یا حکم دیگری دارد؟ به طور خاص اگر هنگام غذا خوردن، به طور اتفاقی قسمت داخلی لب یا زبان خود را گاز بگیریم و دو سه قطره از آن خون بیاید آیا لب و زبان و لقمه‌ای که درون دهانمان بوده نجس می‌شود؟

 

پاسخ

لقمه غذا را بهتر است دیگر قورت ندهیم و بیرون بیاوریم و داخل باغچه بیندازیم یا دفن کنیم تا هم نجاست و آلودگی آن به جایی منتقل نشود و کسی را مریض نکند و اسراف نشود و پرندگانی مانند گنجشک و قمری و یاکریم و مانند این‌ها بخورند و هم اینکه تجزیه شود و به خاک برود و حشرات درون آن مثل مورچه و کرم خاکی و غیره ذخیره غذایی برای خود فراهم کنند یا آن را تجزیه کنند و به خاک برگردانند تا چرخه طبیعی اکوسیستم برقرار باشد.

فرض و احتمالاتی که در این مسأله با آن‌ها مواجه هستیم بدین قرارند:

1- شیء پاک و شیء نجس هر دو از درون بدن انسان باشند و در درون بدن با هم برخورد کنند.

2- شیء پاک مانند مسواک و دندان مصنوعی از بیرون بدن وارد آن شده و با نجاست درون بدن برخورد کند. 

3- شیء نجس از بیرون بدن به داخل آن وارد شده و با چیز پاکی که از داخل بدن می‌باشد برخورد کند.

4- هر دو شیء از بیرون وارد بدن شده و در داخل آن با هم برخورد کنند.

احتمالات مذکور و حکم لااقل سه حالت نخست در کتاب تحریرالوسیله امام خمینی (ره) و در تعلیقات ایشان بر کتاب "العروة الوثقی" در قالب مسایل متعددی به طور صریح آمده است. 

برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

- تحریر الوسیلة؛ ج 1، ص: 116.

-  العروة الوثقى مع تعالیق الإمام الخمینی؛ ص 45 مسأله 13 و حاشیه بر آن

- استفتاءات جدید (مكارم)، ج‌1، ص: 55‌
- رساله توضیح المسائل (مكارم)، ص: 53‌

- http://hadana.ir/

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. استفتائات. نجاست. طهارت. خون.





نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی، استفتائات.، نجاست.، طهارت.، خون.،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 آذر 1397 :: نویسنده : عمار

 

پرسش

همه کسانی که ماشین یا موتورسیکلت دارند سر و کارشان با مکانیکی و تعویض روغنی و تعمیرگاه افتاده است و خوب می‌دانند که این بندگان خدا صبح تا غروب دستانشان همواره آغشته به روغن و مانند این‌ها است.  برای متدینین از این افراد این سؤال پیش میاد که ناچارند در اینگونه مشاغل لااقل یک نماز ظهر و عصر را در همان محل کارشان به جا بیاورند و امکان اینکه بروند با مواد شوینده به گونه‌ای بشویند که چربی و سیاهی و روغن دستشان کاملا بر طرف شود و مانعی برای رسیدن آب به پوست دستشان موقع وضو گرفتن باقی نماند. حال آیا بایستی به همین منوال و با همین وضعیت وضو بگیرند و نمازشان را بخوانند یا اینکه تکلیف دیگری دارند؟

 

پاسخ

پس از بررسی فتاوای مراجع عظام تقلید روشن شد که اگر فرد می‌تواند به طریقی مثلاً با پوشیدن دستکش و مانند این‌ها مانع از روغنی شدن دستانشان بشوند بایستی این کار را کنند و اگر با مواد شوینده مخصوصی می‌شود چربی‌ها را شست و زائل کرد باید بشویند به گونه‌ای که هر گونه مانعی که در دستش هست برطرف شود اما اگر وضعیتش به گونه‌ای است که موجب عسر و حرج و سختی زیاد می‌شود می‌تواند تا حدی که برایش مقدور است دستش را بشوید و چربی و روغن و گریس بر جای مانده بر روی دستش را پاک کند و اگر کاملاً بر طرف نشد حکم وضوی جبیره‌ای را دارد.

برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

- http://portal.anhar.ir/node/472#gsc.tab=0

-  http://hadana.ir/?p=20336

- استفتائات مراجع عظام تقلید (دامت برکاتهم)، مبخث وضو.

 

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. استفتائات. مانع وضو. ماشین. موتور. روغن.





نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی، استفتائات.، مانع وضو، ماشین، موتور، روغن.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 آذر 1397 :: نویسنده : عمار
نتیجه تصویری برای کسی بخواهد در کشتی جای خود را سوراخ کند
بایستی یک فرد مومن، به فکر هدایت خود و خانواده و اهلش و خلاصه هر کسی که جزء خودی‌ها و نزدیکانش به شمار می‌آید باشد و از آن‌ها غافل نشود. ما در یک جامعه به تنهایی زندگی نمی‌کنیم، بلکه در یک کشتی نشسته‌ایم و یک عمل ناشایست یا خلافی می‌تواند حیات مادی و معنوی کل کشتی را به مخاطره بیندازد. کسی که در گوشه‌ای از کشتی نشسته و جای خودش را سوراخ می‌کند نه تنها به خودش آسیب می‌زند بلکه کل ساکنین کشتی اعم از خودی و غیر خودی را با خطر غرق شدن مواجه می‌کند. کسی که گوشه ای از خانه نشسته و دارد سیگار دود می‌کند اگر دلش هم راضی نباشد ولی در عمل دارد دودش به ریۀ بقیۀ اعضای خانواده و نوزاد و کودک بیچاره می‌رود. کسی که در انظار عمومی حجابش را رعایت نمی‌کند چندین جوان مجرد و متأهّل را به گناه می‌کشاند که باعث اختلاف در خانواده‌ها و میان همسران و چشم‌چرانی و آشفتگی اعصاب و روان می‌شود. 
بنابراین اینکه بعضی‌ها به ضرب المثل "عیسی به دین خود و موسی به دین خود" متمسک می‌شوند و آن را دستاویزی برای توجیه اشتباهات و انحرافات خود قرار می‌دهند بهتر است قدری در این نگرش و بینش غلط خودشان تجدیدنظر کنند. بچه‌ها و زنان ما امانت‌های خداوند در دست ما هستند و مسئول مستقیم تربیت و هدایت آن‌ها خود ما هستیم و اگر فرزندی به بار آوریم که با اخلاق و منش و رفتار غیر انسانی و غیر اسلامی باعث گمراهی و یا گناه افتادن دیگران بشود ما در گناه او شریک خواهیم بود؛ چرا که بی‌تأثیر نبوده‌ایم و همین طور اگر فرزندی صالح تربیت کنیم که پایبند به اخلاق و معارف حقه الهی باشد باعث می‌شود هر جا که می‌رود منشا خیر و برکت باشد و در نتیجه برای پدر و مادرش طلب خیر و سعادت کنند و در اعمال نیک او شریک باشیم.

کلیدواژه‌ها: مومن. خانواده. فرزند. دین. هدایت.

برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
میزان الحکمة‌، همان‌، ج ۱۴، ص ۷۱۰۷، ح ۲۲۷۵۳
http://iqna.ir/fa/news/2611819
احزاب/72.
ذاریات/56.
فرقان/74.
ابراهیم/ 35.




نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، مشاوره، 
برچسب ها : مومن.، خانواده.، فرزند.، دین.، هدایت.،
لینک های مرتبط :
نتیجه تصویری برای مقایسه انقلاب پیامبر اسلام با انقلاب ایران

می‌توان با یک بررسی کلی وجه شباهت‌هایی را میان انقلاب نبوی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) و انقلاب ایران برشمرد.
هر چند که این دو انقلاب از نظر زمانی و فرهنگ مردمی و موقعیت جغرافیایی و زبان و قومیت انقلابیون با یکدیگر تفاوت روشنی دارند اما در یک سری مسائل اساسی وجه اشتراک‌هایی دارند که اگر در هر قوم و ملت دیگری این ویژگی‌ها یافت شود می‌توان گفت که آن‌ها هم خواهند توانست انقلابی اسلامی بر پایه عدل و تکریم مردم و معارف حقۀ الهی تشکیل بدهند.
وجود رهبری واحد عادل که جامعه را به طور عالمانه بر اساس موازین اعتقادی و دینی به سمت کمال و سعادت هدایت می‌کند و مورد قبول عموم مردم است و تلاش دارد ادامه دهندۀ راه انبیاء و امامان (علیهم السلام) و مدافع حقوق مستضعفین است و در برابر استکبار و ظلم سر خَم نمی‌کند از ویژگی‌های اصلی‌ای است که می‌توان وجه اشتراک این دو انقلاب دانست.

کلیدواژه‌ها: انقلاب. اسلام. ایران. وجه اشتراک. راه انبیا و امامان.

برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
صحیفه امام، جلد9: 51. صحیفه امام، جلد10: 480. صحیفه امام، جلد14:  93. صحیفه امام، جلد7: 54. صحیفه امام، جلد16: 138






نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 آذر 1397 :: نویسنده : عمار
نتیجه تصویری برای کیفیت صحیح تیمم

پرسش
یکی از مسائل مبتلی به که هر انسان مسلمانی با آن سر و کار دارد عمل تیمم است که در تنگی وقت یا نبود آب یا عدم دسترسی به آب یا ضرر داشتن آب برای بدن ناچار می‌شویم با خاک کسب طهارت کنیم و بدین وسیله به تکلیف شرعی خود عمل نماییم.
یکی از سؤلاتی که در این مواقع پیش میاد این است که آیا در تیمم باید با کف دست روی همۀ پیشانی از بالا تا پایین و و همچنین اطرافش بکشیم یا همین قدر که کف دو دست را روی پیشانی قرار دهیم وبه سمت پایین بکشیم کفایت می‎کند و دیگه اطراف آن را نمی‌خواهد دست بکشیم و خلاصه باید به چه کیفیتی کف دست را بر پیشانی بکشیم که صحیح باشد؟


پاسخ
بر اساس فتوای مقام معظم رهبری (دام ظلّه) در تیمم باید کف دو دست به تمام پیشانی و دو طرف آن از جائی كه موی سر می‌روید تا ابروها و بالای بینی کشیده شود و صرف کشیدن کف دست از بالا به پایین کافی نیست.(1)

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. فتوا. کیفیت تیمم. پیشانی.

-----------------------
پی‌نوشت‌ها:
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
1- KHAMENEI.IR
منتخب المسائل، ص113، کیفیّة التیمم، ص113، قبل از م371 / اجوبة الاستفتائات، ص42، س۲۰۹ / رساله آموزشی، ج1، فصل دوم: طهارت، درس 25، تیمم (1)، ص109، مورد3: کیفیت تیمم / آموزش مصور احکام، ص193 و 194 / راهنمای فتاوا، فصل تیمم، ص29 / استفتاء ار دفتر معظم له، باب طهارت، م136 / منتخبی از استفتائات، س19




نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی، فتوا.، کیفیت تیمم، پیشانی.،
لینک های مرتبط :

پرسش
گاهی به دلیل تنگی وقت یا نداشتن حال و حوصله و یا به دلایل مختلف دیگری به ذهنمان خطور می‌کند که آیا شرعاً جایز است که نماز وتر را قبل نماز شفع بخوانیم تا هم به ثواب بیشتری که برای نماز وتر در احادیث مختلف ذکر شده برسیم و هم اگر بعد اتمام آن، دقایقی تا اذان صبح باقی بود مشغول نماز شفع شویم و به ثواب آن هم برسیم تا نماز وتر فوت نشود؟ یا اینکه اساساً چنین کاری با مبانی فقهی سازگار نیست و حتماً باید به ترتیبی که ذکر شده ابتدا نماز شفع را بخوانیم و سپس مشغول نماز وتر بشویم؟

پاسخ
پاسخ این سؤال را بایستی در فتاوای علمای اعلام جستجو کرد لذا با بررسی‌ای که در سایت مراجع عظام تقلید و رساله‌های عملیه انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بیشتر فقها نظرشان بر این است که نماز شفع و وتر، شبیه یا به منزلۀ یک نماز محسوب می‌شوند و حتی در به جا آوردن قضای آن دو احتیاط واجب این است که ابتدا نماز شفع و سپس نماز وتر را بخوند و بین آن دو نیز فاصله نیندازد.(1)

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. رساله عملیه. وقت. نماز شفع. نماز وتر.

---------------------------------
پی‎نوشت‌ها:
https://makarem.ir/main.aspx?lid=0&typeinfo=21&catid=44645
http://portal.anhar.ir/node/22332/?ref=sbttl#gsc.tab=0






نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، رساله عملیه.، وقت، نماز شفع.، نماز وتر.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 آذر 1397 :: نویسنده : عمار
نتیجه تصویری برای چسب روی عضو وضو

پرسش
گاهی پیش میاد که به دلایل مختلفی مثل زخمی شدن عضوی از اعضای وضو، با مشکل موجه می‌شویم و برخی مواقع هم اگر صبر کنیم تا خونش بند بیاید و مثلاً در آخر وقت تطهیر کنیم و وضو بگیریم و نماز بخوانیم باز هم امیدی به بند آمدن خون آن نداریم و یا ممکن است در اثر برخورد دست و آب با آن قسمت دوباره شروع به خونریزی کند و بهبود کاملش جند روز طول بکشد.
در این مواقع ان سؤال به وجود میاد که اگرقسمتی از صورت یا آرنج نجس شده باشد و امکان تطهیر آن وجود نداشته باشد، آیا باید برای نماز در هرحال وضو بگیریم که منجر به سرایت نجاست به همۀ قسمت‌های صورت و دست‌ها می‌شود یا اینکه باید تیمم کرد و یا راه حل دیگری  دارد؟

پاسخ
در صورتی که امکان پاک کردن و تطهیر آن نیست، روی آن را با چسب ببندید و غسل و وضوی جبیره‌ای بگیرید.
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
http://hadana.ir
https://makarem.ir/main.aspx?more=1&catid=0&typeinfo=21&lid=0&pageindex=355

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. وضو. جبیره. خون. 





نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، وضو، پجبیره.، خون.،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 آذر 1397 :: نویسنده : عمار
پرسش
جوانان و اهل تقوا و فضل که صبح زود و سحرگاهان برای مناجات و نماز شب و تضرّع به درگاه معبود حقیقی از خواب و رختخواب دل می‌کنند تا به وصال کمال مطلق و جمال و جلال الهی نائل بشوند ولی گاهی پیش میاد که در اثر عدم توجه به وقت یا طولانی شدن مناجات و عبادات، قدری از آن بعد از اذان صبح واقع می‌ود. حال سؤال این است که اگر چند دقیقه قبل اذان صبح بلند شویم وفقط برای نماز شفع و مقداری از نماز وتر وقت داشته باشیم یعنی مقداری از نماز وتر قبل اذان صبح و مقداری از آن بعد اذان خوانده شود، آیا باید به نیت ادا بخوانیم یاقضا یا اینکه مسئله حکم دیگری دارد؟


پاسخ
سه حالت دارد 1- چهار رکعت خوانده که بقیه را اداء می‌خواند. 2- دو رکعت خوانده که بقیه قضا است. 3- دو رکعت اول را خوانده و در حال دو رکعت دوم است کلا نماز را رها می کند و بعد از ابتدا به نیت قضا می خواند. بنابرای اگر از پیش نماز شفع را خوانده و در اثناء نماز وتر، اذان بشود، در اینصورت نماز وتر قضا شده و باید رها کند و به نیت قضا دوباره از سر بگیرد.(1)

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. استفتاء. نماز شب. اوقات نماز.


----------------------------
پی‌نوشت‌ها:
برگرفته از استفتائات آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته)، بحث اوقات نماز.




نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، استفتاء، ماز شب.، اوقات نماز،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 آذر 1397 :: نویسنده : عمار

پرسش
من می‌دانم که لازم نیست نیّت نماز را به زبان آورد ولی آیا در نیت لازم است که در قلبمان ادا یا قضا بودن آنرا هم مشخص کنیم یا اینکه نیازی به این کار نیست و همین که بدانیم نماز ظهر یا عصر و مانند این‌ها می‌خواهیم بخوانیم کفایت می‌کند؟

پرسش
در موقع نیّت باید قصد كند كه نماز ظهر مى‌خواند یا عصر یا نمازهاى دیگر و اگر فقط نیّت كند چهار ركعت نماز مى‌خوانم كافى نیست، بلكه نمازى را كه مى‌خواند باید در نیّت خود معیّن كند و احتیاط واجب آن است كه قضا و ادا بودن آن را نیز معیّن نماید. بنابراین لازم است نمازگزار بداند که چه نمازی می‌خواند، بنابراین اگر مثلاً نیت چهار رکعت نماز بکند، اما معین نکند که نماز ظهر یا عصر است، نماز او باطل است.(1)

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. استفتاء. نیِت. نماز. ادا. قضا.

---------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1- برگرفته از استفتائات آیت الله مکارم شیرازی ( دامت برکاته)، مبحث نیت نماز.
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27152




نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، استفتاء، نیِت.، نماز.، ادا و قضا.،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 آذر 1397 :: نویسنده : عمار

قرآن و روایات به صراحت در برابر کسانی که ایجاد و پیدایش و وقایع این عالم را اتفاقی می دانند قد علم کرده و به صراحت بیان می دارد که جهان هستی به وسیله آفریننده ای خلق شده و این گونه نیست که حادث نباشد و بدون علت هستی بخش و به اصطلاح خود به خودی پدید آمده باشد.
به عنوان نمونه در سوره طلاق و انعام به صراحت آمده که تمامی جنبندگان و آسمان و زمین و هستی توسط آفریدگار بی همتا خلق شده اند: 
«واللهُ خَلَق کُلّ دابَّةٍ ...». (نور / 45)
«اللهُ الّذی خَلق سَبعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الأرضِ مِثلَهُنّ » (طلاق / 12)
« خَلقَ کُلّ شیءٍ » (انعام / 101) و آیات همگون بسیاری که تصریح به آفرینش جنبندگان و آسمان و زمین و بلکه همه هستی دارند.
همچنانکه در روایاتی از ائمه معصومین(علیهم السلام) آمده که دلیل حدوث عالم این است که همانطور که تو در روزی نبودی و سپس بود شدی و پا بر عرصه وجود گذاشتی و نه تو و نه هیچ کس دیگری که مثل تو بشر است در آفرینش تو دخیل نبوده، کل عالم هستی نیز توسط خداوند متعال بود شده و وجود یافته است.
 امیرالمومنین (علیه السلام) در این باره فرموده است: « اَلحَمدُللّهِ عَلی وُجودِه بِخَلقه و بِمُحدَث خَلقه علی أزلیّتِه..» (نهج البلاغه / خطبه 152) و « .. وَ بِحُدوثِ خَلقِه عَلی وُجودِه » (نهج البلاغه / خطبه 185) و فرموده امام رضا(ع) در پاسخ به کسی که از او دلیل حدوث عالم را خواست: « تو نبودی، سپس بود شدی. و می دانی که نه تو و نه کسی که مثل توست تو را نیافریده است» (توحیدصدوق / باب 42/ حدیث 3) و روایات فراوان دیگری که در مجامع روایی شیعه امامیه آمده، صریحآ تاکید به پدیدآمدن همه موجودات توسط خداوند خالق سبحان دارند.
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:
مجلسی: 1403، 54/198 ـ 202.
فیض کاشانی: 1377، 223-229.
شرح اصول کافی، ذیل حدیث جنود عقل و جهل، ملا صدرا:1370، 151.

کلیدواژه ها: آیات. روایات. عالم. حدوث.





نوع مطلب : معارف اسلامی، اجتماعی، 
برچسب ها : آیات.، روایات، روایات.، عالم.، حدوث.،
لینک های مرتبط :

این کتاب تألیف سید مرتضی شریف ملقب به علم الهدی است که دوران عمر گرانقدرش حدود 80 سال به طول انجامید که در سال های 355 تا 436 هجری می‌زیست.
این کتاب را انتشارات دار المفید به چاپ رسانده که چاپ دوم آن در سال 1414هجری (1993 میلادی) در بیروت لبنان در قالب آثار شیخ مفید منتشر شده است.
علت نامگذاری به این اسم این است که شیخ مفید (رحمة الله علیه) کتابی داشته با عنوان «العیون و المحاسن» مشهور به مجالس که سید مرتضی از این کتاب فصل‌هایی را برگزیده و انتخاب کرده و بدین جهت نام آن را "الفصول المختارة من العیون والمحاسن" نام نهاده است.
متأسفانه اصل کتاب "العیون والمحاسن" در دسترس نیست و آنچه از آن به جا مانده همین کتاب "الفصول المختاره" از سید مرتضی می باشد.
موضوع این کتاب راجع به مباحث کلامی میان شیعه و اهل تسنن است که حاصل مناظرات شیخ مفید (رحمت الله علیه) با فرق و مذاهب مختلفی است که در مجالس عمومی شهر بغداد و برخی دیگر از شهرها به تدریج میان وی با مخالفان روی داده است.
ترجمۀ فارسی این کتاب به وسیلۀ آقا جمال الدین بن آقا حسین محقق خوانساری از عربی به زبان فارسی نیز ترجمه شده است تا علاقه‌مندان و تشنگان علم و عمل به آن مراجعه کنند.

کلیدواژه‌ها: کتاب. سید مرتضی. شیخ مفید. کلام. شیعه. اهل تسنن.




نوع مطلب : اجتماعی، معارف اسلامی، 
برچسب ها : کتاب.، سید مرتضی.، مرتضی.، شیخ مفید.، شیعه.، اهل تسنن.،
لینک های مرتبط :
یکی ار اموری که یک مسلمان واقعی باید به آن اهتمام بورزد و حساب ویژه‌ای برای آن باز کند این است که نهایت تلاش خود را مبذول بدارد که نمازهایش را سر وقت بخواند تا خدای نکرده مصداق سبک شمردن نماز به شمار نیاید ولی با این وجود بالاخره در اثر عوامل مختلفی نظیر بیماری یا مشغله یا خواب ماندن و مانند این‌ها ممگن است گاهی برخی از نمازهایش به خصوص نماز صبحش قضا بشود.
حال سؤال این است که برای به جا آوردن قضای نماز صبح آیا می‌توان آن را میان نماز ظهر و عصر خواند یا اینکه باید قبل یا بعدشان بخوانیم ویا این که هر وقت بخوانیم صحیح است؟

پاسخ
خواندن نماز قضا محدود به زمان خاصی نیست و در هر ساعتی از شبانه روز می‌توان آن را بجا آورد مگر آنکه یک یا دو نماز قبل از آن قضا شده باشد که باید پیش از نماز همان روز، آن را بنابراحتیاط واجب قضا کند. بنابراین  در نماز قضا ترتیب لازم نیست، جز در میان قضای ظهر و عصر و مغرب و عشاء از یک روز.(1)

1- توضیح المسائل مکارم شیرازی. رجوع کنید به مسأله ۱۳۷۵.
ر.ک: توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 782، م 1384




نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، ترتیب.، نماز، نماز.،
لینک های مرتبط :
پرسش
اگر در اثناء غسل، از قسمتی از بدن خون بیاید تکلیف چیست؟ آیا باید غسل را رها کرد تا بعد از برطرف شدن و بند آمدن خون، مجدّداً غسل کرد یا اینکه راه دیگری دارد؟

پرسش
اگرلحظۀ غسل خون بند بیاید می‌تواند همانطور غسل کند هر چند بعد از شستن آن قسمت خون جاری شود. هرگاه روی آن بسته شده است و باز کردن آن ضرر و مشقت زیادی ندارد و آب هم برای آن مضر نیست، باید آن را باز کند و وضو یا غسل کند. در غیر این صورت، اطراف آن را بشوید و بنا بر احتیاط مستحب، روی جبیره را نیز مسح کند و اگر جبیره، نجس است یا نمی‌شود روی آن دست تر بکشد، پارچۀ پاکی را بر آن ببندد و دست تر روی آن بکشد.(1)

کلیدواژه‌ها: حکم شرعی. استفتاء. غسل. خون.

--------------------------
پی‌نوشت‌ها:
برای مطالعۀ بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید.
1- http://portal.anhar.ir/node/1203#gsc.tab=0
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=24&pid=24&tid




نوع مطلب : فقه و احکام، 
برچسب ها : حکم شرعی.، استفتاء، غسل.، خون،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 27 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :