نوشته‌های فقهی، حقوقی. معرفتی
عدالت
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : عمار
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان دربارۀ این وبلاگچیست؟







 

در این نوشته در صدد آن هستم که یک روشنگری در باب پیروان فتنه و آشوب و ایدئولوژی های آنان بر اساس تقسیم بندی منطقی و با استقرای ناقص انجام بدهم. امید است خوانندگان این وبلاگ اگر نقصی در ارائه طالب حقیر می بینند با انتقاد منطقی بیان کنند و برای روشنگری هر چه بیشتر و ارائه راهکار برای نحوه برخورد مناسب با اقسام مختلف فتنه گران یاری کنند.

 

1.  دسته اول کسانی هستند که اگر تمام ایران و مسئولینش تبدیل به عسل و گوارا و شیرین شوند ولی در مذاق آنان به مثابه زهری است که تلخ تر از هندوانه ابوجهل است و تحت هر شرایطی از مخالفت خود با نظام مقدس جمهوری اسلامی بر نمی دارند و در واقع نوعی تضاد ایدئولوژیک با نظام دارند و اساسا اعتقادی به اسلام و ارزش های اسلامی ندارند. شاید بتنوان داعش و کفار حربی مثل امریکا و اسرائیل و منافقین و جریان مسعود رجوی را از این دسته دانست.

 

2. دسته دوم به ظاهر اعتقاد به به اسلام و ارزش های اسلامی دارند و حتی ممکن است نماز بخوانند و و ریش و عمامه هم بذارند و اقرار به مسلمانی خود کنند ولی اساسا نگاه سکولار به دین دارند شاید برخی از این افراد متوجه لوازم عقاید خود هم نباشند و یا باشند ولی به دلیل اینکه عقاید و ایدئولوژی آنها دستخوش تفسیر به رأی های شخصی از اسلام و نظام اسلامی شده، قائل به حکومت دینداران هستند نه حکومت دینی و این از عجایب روزگار است!؛ چرا که به قول خودشان اساس تمام بدبختی ها از زمانی آغاز شده که متدینین داعیه حکومت سر دادند! غافل از اینکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) اولین کسی بود که حکومت اسلامی تشکیل داد و امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) پرچم حکومت جهانی اسلام را بر پا خواهد داشت؛ چرا که بدون داشتن حکومت و قدرت، امکان پیاده کردن بسیاری از احکام و حدود اسلام و اجرای عدالت و تقسیم عادلانه بیت المال مسلمین وجود ندارد و به تعطیلی کشیده خواهد شد.

 

3. دسته سوم کسانی هستند که سکولاریزه شده اند و به طور عملیاتی فرایند سکولاریزاسیون در آنها از عقیده به مرحله عمل رسیده؛ به گونه ای که کاری به این ندارند که شاه بر سر کار باشد یا ولی فقیه یا امیر المؤمنین یا یک کافر مثل اوباما یا ترامپ بر سر کار باشد. نان و آبشان به راه باشد دیگر با هیچ چیز کاری ندارند و در واقع بنده خرما هستند نه خدا. سر سفره معاویه ناهار می خورند و پشت سر علی (علیه السلام) نماز می خوانند و یه جورایی بی غیرتی را به اوج خود رسانده اند؛ به گونه ای که هر کس شکم و زیر شکم آنها را تامین کند، برایش زنده باد سر می دهند و اگر قدری مشکل مالی پیدا کنند خدایشان را فراموش می کنند غافل از اینکه حتی اینقدر متوجه نیستند که خب اگر شاه خوب بود و عرضه داشت مردم را راضی نگه داره که بیرونش نمی کردند و علاوه بر اینکه کشورهای به قول خودشون مرتجع عربی دارن شاه های مملکتشان را بیرون می کنند انوقت این کوته فکران دنبال آوردن شاه یا کفار قسم خورده به ایران هستند!

 


4. عده ای هم هستند که به اسلام و ارزش های اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و همه اینها اعتقاد دارند و سکولار هم نیستند ولی مشکلشان اینه که هم خدا را می خواهند و هم خرما را؛ یعنی از تجمل گرایی و ماشین آنچنانی و استخر فرح نمی توانند دست بکشند و به هر پشیزی دست می اندازند تا اعمال منافی با ساده زیستی و مردم گرایی را توجیه کنند. این دسته در واقع دل مردم نیازمند و جوانان بیکار را می لرزانند و باید زودتر روحیه دنیاگرایی خود را اصلاح کنند؛ چرا که این عده نه تنها از سوی مردم بلکه از سوی کسانی هم که در ارزشهای اسلامی و انقلابی با آنها توافق دارند نیز مورد سرزنش و نکوهش هستند

 

5. عده ای هم ادعای وطن پرستی دارند و ایران را فقط برای ایران می خواهند و شاید برای ایران حاضر باشند خون هم بدهند نظیر کلاغ هایی که گاهی بر سر لانه شان دعوا می کنند یا حیوانات جنگلی که برای حفظ قلمروی خود خط و نشان می کشند اما موقع دفاع از حریم اسلام و قرآن و ارزش های انقلابی که فرا می رسد جا می زنند و پا پس می کشند. شاید بتوان عقاید این افراد را به مارکسیست ها تشبیه کرد که همه هستی را خلاصه در خاک و وطن می دانند.

 

6. عده ای هم از این فضاها سوء استفاده می کنند و تنها چیزی که رایشان اهمیت دارد پر کردن جیب خودشان و کاسبی برای منافع سیاسی یا اقتصادی خود است برخی از این آدم ها که مشخص است چه کسانی هستند همان هایی که خارج نشین هستند و فارغ از این که چه دین و سیاستی داشته باشند اعم از افراد عادی و سیاستمداران و دولتمردان بلاد کفر که به دنبال تضعیف هر چه بیشتر امنیت و استقلال ایران هستند و دسته دیگرشان رانتخواران و مفسدان اقتصادی و حقوق نجومی بگیرها هستند که تحت هر شرایطی از اعمال فاسد خود دست برنمی‌دارند و پیوسته خواه ناخواه به طرق مختلف با ماشین ها و خانه های آنچنانی مردم را مأیوس می کنند و از شفاف سازی اقتصادی و مالی گریزان هستند.

 

7. عده ای هم از ضعف فکری و فقر فرهنگی و اقتصادی شدیدی رنج می برند شاید هم گاهی خودشان متوجه نباشند و حاضر نیستند به استدلال حق تن بدهند و گوششان را فقط داده اند به ساخته های پوشالی ذهن خالی از تفکر و بصیرت و دانش ناچیز خود و قادر نیستند میان مسائل و مشکلات و فسادهای مالی و اجتماعی که در اطراف خود و بعضاً توسط برخی از مسئولین مشاهده می‌کنند تجزیه و تحلیل درستی داشته باشند و نمی توانند از یکدیگر تفکیک کنند و و به همین خاطر معمولا انگشت اشاره خود را به سمت نظام اسلامی نشانه می گیرند گویا مقصر تمام بدبختی های موجود را دولتمردان مردم فریب می دانند و لذا با مواجهه با کوچکترین نظر خلاف بافته های ذهنی شان، دچار اشمئاز و چندش می شوند! من برای این دسته افراد که معلوم نیست چند درصد را به خود اختصاص داده اند و احساس می کنم تعدادشان کم هم نباشد فقط می‌توانم دعا کنم تا خدا هدایتشان کند؛ چون ذهنشان واقعاً قادر به هضم مسائل نیست و حتی ممکن است خیال کنند که من دارم از فساد دزدان و مختلسین دفاع می‌کنم و اتهام جیره خواری و سر در آخور را به بنده بزنند در حالی که غافلند از اینکه گاهی خودشان آنچنان سر در آخور شرق و غرب کرده اند که حتی نمی دانند هویت اصیل خودشان چیست و از این جهت حتی گاهی خود را منتسب به آریایی ها و زردتشتی ها می دانند تا مسلمین!


از این تقسیمات می توان نتیجه گرفت که این آشوب ها دلایل روشن و مشخصی دارد و زیر پوسته آن عواملی نهفته است که ریشه های ایدئولوژیک و فرهنگی و اقتصادی و داخلی و خارجی دارد و برخورد مناسب قانونی و اجتماعی و ایدئولوژیک با هر کدام را می‌طلبد.

 






نوع مطلب : معارف اسلامی، 
برچسب ها : آشوب، فتنه، جهت گیری،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :